<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات تفسیر تطبیقی</title>
    <link>https://cis.quran.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات تفسیر تطبیقی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Jul 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Jul 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تبیین نسبت &amp;laquo;روح&amp;raquo; و &amp;laquo;امر الهی&amp;raquo; در تجربه نبوی: مطالعه تطبیقی قرآن کریم و کتاب مقدس</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_220785.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;امر الهی&amp;amp;raquo; در قرآن کریم، مرتبط با وحی و &amp;amp;laquo;روح&amp;amp;raquo; نیز امری از سوی خداوند است. آیات ناظر به روحِ مرتبط با وحی، مفهوم امر را روشن می‌کند و به این پرسش پاسخ می‌دهد که بین &amp;amp;laquo;امر&amp;amp;raquo; در مصداق وحی با &amp;amp;laquo;روح&amp;amp;raquo; به معنای امری از سوی خداوند چه رابطه‌ای برقرار است و همچنین نقش آن در تجربۀ نبوی و حالات معنوی نبی، مانند معراج چیست. با توجه به کاربردهای مشابه واژه امر و روح در برخی از فرازهای کتاب مقدس و نقش آن در تجربیات روحانی انبیاء، مقایسه تطبیقی آن با قرآن کریم و ارتباط روح و امر در مقولۀ وحی وضوح بیشتری می‌یابد. این پژوهش با نگاهی درون‌متنی بر قرآن و کتاب مقدس با روش مقایسۀ تحلیلی، ضمن یافتن رابطه امر الهی با روح، نسبت آن را با کیفیت دریافت وحی می‌سنجد. بر پایۀ این پژوهش مشخص می‌شود یکی از کاربردهای واژۀ روح در معنای امر الهی، همان وحی است. همچنین به‌واسطۀ حقیقت روح در کاربردی همسو با وحی، تجربیات معنوی نبی مانند معراج میسّر می‌گردد. این نتیجه میان قرآن و کتاب مقدس مشترک است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی تفاوت عرش و کرسی از نگاه مفسران فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_219962.html</link>
      <description>مطالعه و تحقیق مفسران فریقین به هدف فهم معنای صحیح و قرآنی دو واژه مهم عرش و کرسی، موجب پیدایش مسائل متنوعی حول محور این دو کلمه گشته است و بر این اساس، یکی از این مسائل مهم حوزه عرش و کرسی، توجه مفسران و محققان مسلمان به اتحاد و افتراق آن دو کلمه ازنظر لغوی و ماهوی است. پژوهش حاضر به هدف تبیین اتحاد یا تفاوت دو مفهوم عرش و کرسی، ضمن مراجعه به منابع تفسیری و روایی فریقین با استفاده از روش تحلیلی- انتقادی، دیدگاه‌ها و دلایل مفسران موافق اتحاد عرش و کرسی (حمل عرش و کرسی به معنای ظاهری و لغوی تخت، تعبیر عرش و کرسی به مالکیت الهی) و مخالف اتحاد آن دو کلمه (حمل عرش و کرسی به صفات الهی مُلک و علم یا مالکیت و قدرت همراه با تدبیر، تعبیر عرش و کرسی به قلب پیامبر و مؤمنان، صرف تأکید بر تفاوت عرش و کرسی به‌عنوان دو مخلوق متفاوت یا دو جسم عظیم محاط) را تحلیل و نقد نموده است و در ادامه با بررسی و تحلیل روایات مرتبط با موضوع تحقیق در جوامع حدیثی فریقین، دریافته است این دو کلمه ضمن برخی مشابهت‌های لغوی، ازنظر ماهوی دو حقیقت جداگانه محسوب می‌شوند به این معنا که عرش مظهر کلی مُلک الهی و منشأ تدبیر و اداره عالم توسط باری‌تعالی است؛ ازاین‌رو محیط بر کرسی است و از جهتی دیگر، کرسی مظهر علم جزئی الهی بوده که متعلق به کیفیت عالم است و درنتیجه توسط عرش احاطه‌شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و نقد آراء مفسران پیرامون مدلول &amp;laquo;اضربوهن&amp;raquo; در آیۀ 34 سورۀ نساء</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_221870.html</link>
      <description>عدم درک صحیح از برخی تعابیر قرآنی، باعث شده است تا افرادی، این کتاب را به تجویز خشونت علیه زنان متهم کنند. یکی از این تعابیر، &amp;amp;laquo;وَاضْرِبُوهُنَّ&amp;amp;raquo; در آیه 34 سورۀ نساء است. این آیه با توجه به مباحث قوامیت مرد و مراحل سه‌گانۀ مقابله با نشوز زن، همواره مدنظر فقها و مفسران از یک‌سو و مناقشۀ منتقدانِ قرآن از سوی دیگر بوده است. نتایج این پژوهش که به‌ روش توصیفی و با تحلیل انتقادیِ آراء مفسران انجام‌شده، گویای آن است که گفتمان این آیه، متفاوت از گفتمانی است که پژوهش‌گران در پژوهش‌های پیشین به آن رسیده و مفسران به تفسیر و تحلیل مراحل آن پرداخته‌اند. نوشتار پیش‌رو با توجه به سِیر مراحل &amp;amp;laquo;ضَرب&amp;amp;raquo; در آیۀ مذکور، &amp;amp;laquo;ضربِ زن&amp;amp;raquo; را غیر از زدن، تنبیه و آزار زن به هر شکلِ مطلق و مقیّد آن دانسته و این مسئله، برخلاف کرامت زن و در تعارض با آموزه‌های دینی است. بر اساس این آیه، راهکارهای بهبودِ روابط زناشویی به ترتیب: وَعظ، هجر (دوری در بستر خواب و پُشت کردن به همسر) و پس‌ازآن مرحلۀ ضرب (دوری از بستر خواب) به‌عنوان یک امر ارشادی، ترتیبی و تربیتی معرفی‌شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تطبیقی آرای علامه طباطبایی و علامه فضل‌الله در آیه &amp;laquo;الَّذی یتَخَبَّطُهُ الشَّیطانُ مِنَ الْمَسِّ&amp;raquo;</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_220162.html</link>
      <description>جستار پیش رو عهده‌دار بررسی چیستی &amp;amp;laquo;مسّ شیطان&amp;amp;raquo; در آیه ۲۷۵ سوره بقره، از نگاه دو اندیشمند معاصر، علامه طباطبایی و علامه فضل‌الله است. در این آیه، رباخواران به کسانی تشبیه شده‌اند که در اثر مس شیطان دچار خبط شده‌اند. اصطلاح &amp;amp;laquo;خبط ناشی از مس شیطان&amp;amp;raquo; به حالتی از جنون و ذهاب عقل دلالت دارد که مسبب آن، شیطان است؛ اما سخن در آن است که آیا می‌توان از دلالت التزامی آیه، واقعی بودن این پدیده و حقیقی بودن تخبط ناشی از مس شیطان را برداشت نمود یا آیه متضمن مجاز در استعمال بوده و واژگان در معنای مجازی به‌کاررفته‌اند؟ مقاله حاضر بر مبنای روش توصیفی و تحلیلی به ارزیابی و تطبیق دیدگاه علامه طباطبایی و علامه فضل‌الله پرداخته و از رهگذر سنجش مبانی آرای ایشان به این نتیجه رسیده است که دلایل علامه فضل‌الله برای اثبات تنافی آثار مس شیطان با ماهیت و فلسفه وجودی او، قدرت انصراف آیه از معنای حقیقی‌اش را ندارد تا بر معنای مجازی آن حمل شود؛ ازاین‌رو دیدگاه علامه طباطبایی مبنی بر ضرورت التزام به معنای ظاهری آیه و پذیرش حقیقت آن، به صواب نزدیک‌تر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیدگاه‌های تفسیری درخصوص اتهام سرقت به برادران یوسف (ع) در سنجه نقد</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_228796.html</link>
      <description>احتمال اتهام سرقت به فرزندان یعقوب (ع) از سوی یوسف (ع) یکی از شبهات تفسیری در سوره یوسف بوده که سبب برداشت‌های ناروایی شده است. مسئله پژوهش این است که نظر به عصمت یوسف (ع) و قبح اتهام به افرادی که سرقتی مرتکب نشده‌اند، اتهام به فرزندان یعقوب (ع) چگونه توجیه می‌شود؟ ازاین‌رو این مقاله بر پایه روش توصیفی-تحلیلی، آراء و روایات تفسیری در این موضوع را در بوته بررسی و نقد قرار داده تا به خوانش بهتری از این آیه دست یابد. بررسی‌ها نشان می‌دهد دیدگاه‌های تفسیری ذیل آیه 70 سوره یوسف ازجمله &amp;amp;laquo;جمله پرسشی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توریه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دروغ مصلحتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بیان اتهام از سوی یوسف&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بیان اتهام از سوی منادی دربار به دستور یوسف&amp;amp;raquo; ضعیف و با سیاق آیات همخوانی ندارد. در این میان دیدگاه ابوعلی جبائی که با ابتکارات سید مرتضی توسعه‌یافته، بهتر می‌نماید بدین صو رت که یوسف (ع) به امر خداوند به‌منظور نگه‌داشتن برادرش جام را در رحل او گذاشت و او را از آن آگاه کرده بود. همچنین او را در معرض اتهام سرقت نگذاشت؛ زیرا وجود جام در رحل برادر، احتمالات دیگری به‌جز سرقت را در بردارد؛ پس انصراف آن به سرقت جز با دلیل ممکن نیست، ندا منادی که آن‌ها سارق هستند نیز به امر یوسف (ع) نبود. یکی از درباریان چنین ندا کرد آنگاه‌که جام را نیافتند و چنین پنداشتند که آن‌ها جام را دزدیده‌اند. لیکن با افزودن نوآوری‌های تفسیری از سیاق می‌توان این دیدگاه را مستدل و کامل‌تر مطرح نمود. همچنان‌که از این رهگذر می‌توان به شبهه عدم جواز بهره‌گیری از روش نادرست برای رسیدن به مقاصد مطلوب پاسخ داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مؤلفه‌های گرایش اجتماعی شهید مطهری و سید قطب در تفسیر سوره ممتحنه</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_200020.html</link>
      <description>به‌موازات گسترش مباحث اجتماعی و تحولات جامعه در صدسال اخیر، نیاز به تفسیر اجتماعی قرآن کریم بیش‌ازپیش احساس شد و این گرایش تفسیری رشد چشمگیری کرد که در این میان آیت‌الله مطهری و سید قطب از اندیشمندان و مفسران اجتماعی قرآن کریم شناخته شدند. مقاله حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی و با هدف ارزیابی گرایش اجتماعی این دو عالم در تفسیر سوره ممتحنه ـ که مضامین اجتماعی دارد ـ تدوین‌شده است. در این نوشتار پس از تبیین مؤلفه‌های گرایش اجتماعیِ دو مفسر در تفسیر سوره ممتحنه، دیدگاه‌های ایشان بر پایه مؤلفه‌های یادشده مورد ارزیابی قرارگرفته است. از مهم‌ترین نتایج پژوهش حاضر این است که شهید مطهری در توجه به مؤلفه‌های چهارگانه &amp;amp;laquo;تعیین اصول روابط مسلمانان با کفار&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;برخورداری از بیان شیوا و رسا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تبیین فلسفه احکام&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پاسخ به شبهات&amp;amp;raquo; موفق‌تر و قوی‌تر عمل کرده است؛ اما در مؤلفه &amp;amp;laquo;نگاه جامعه‌ساز و تمدنی به آموزه‌های قرآن&amp;amp;raquo; بیانات سید قطب جامع‌تر از سخنان استاد مطهری است. درمجموع می‌توان گفت رویکرد اجتماعی شهید مطهری به دلیل بهره‌مندی بیشتر از مؤلفه‌های تفسیر اجتماعی، برتر و کامل‌تر از گرایش اجتماعی سید قطب است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی دیدگاه قرآن‌پژوهان فریقین پیرامون اعتبار عرف در فرایند تفسیر آیات قرآن</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_220786.html</link>
      <description>عرف به‌عنوان منبع یا ابزاری در فرآیند تفسیر قرآن، به‌صورت کلی از دیدگاه فریقین دارای اعتبار است؛ اما محدوده و قلمرو اعتبار آن، مورد اختلاف‌نظر قرآن‌پژوهان است. تبیین جایگاه عرف و اعتبار آن در دو سطح &amp;amp;laquo;درک مفاهیم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مصادیق آیات&amp;amp;raquo; در فرایند تفسیر، هدف اصلی این پژوهش است. بدین منظور، نوشتار حاضر با روش تطبیقی و به شیوه تحلیلی-توصیفی، دیدگاه‌ها و ادله قرآن‌پژوهان فریقین را در اعتبارسنجی عرف در تفسیر مفاهیم و مصادیق آیات بررسی کرده و نشان می‌دهد اگرچه برخی عرف را در هر دو سطح معتبر می‌دانند اما اندیشمندانی مانند علامه طباطبایی با تمایز میان &amp;amp;laquo;مراد استعمالی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مراد جدی&amp;amp;raquo;، فهم عرفی را صرفاً در سطح مفاهیم (مراد استعمالی) پذیرفته و در سطح مصادیق (مراد جدی) با استناد به فراحسی بودن برخی حقایق قرآنی، آن را نفی می‌کنند. همچنین یافته‌های کلیدی حاکی از آن است که مفاهیم قرآنی در دو گروه اصلی &amp;amp;laquo;حقیقی-تکوینی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اعتباری-تشریعی&amp;amp;raquo; جای می‌گیرند. مفاهیم تکوینی به &amp;amp;laquo;محسوس و ملموس&amp;amp;raquo; (قابل‌درک برای عرف) و &amp;amp;laquo;فراحسی&amp;amp;raquo; (مانند صفات الهی و معاد) تقسیم می‌شوند. در مقابل، مفاهیم اعتباری قرآن شامل &amp;amp;laquo;حقائق شرعیه&amp;amp;raquo; (دارای اصطلاحات خاص قرآنی) و &amp;amp;laquo;مفاهیم اعتباری عام&amp;amp;raquo; (بدون اصطلاح خاص) است. بر این اساس، نتایج تحقیق تأکید دارد که عرف عقلایی در سه حوزه زیر می‌تواند به‌عنوان قرینه‌ای معتبر در تفسیر عمل کند: ۱. در سطح مفاهیم کلیه آیات؛ ۲. در سطح مصادیق و مراد جدی آیاتی با مفاهیم محسوس و تجربه پذیر (مانند احکام اجتماعی)؛ ۳. در تفسیر آیات فاقد اصطلاح خاص قرآنی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی دیدگاه یوسفی اشکوری در خصوص تکامل انواع با تاکید بر آرای تفسیری علامۀ طباطبائی (ره)</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_235588.html</link>
      <description>حسن یوسفی اشکوری از دغدغه مندان و قرآن پژوهان معاصر است که فارغ از دیدگاه های سیاسی مورد مناقشه، بنابر آن چه خود در مقدمۀ کتاب &amp;amp;laquo;بازخوانی قصۀ خلقت&amp;amp;raquo; مرقوم داشته، در صدد بر افروختن دو چراغ پر فروغ و خدائی &amp;amp;laquo;ایمان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تفکر&amp;amp;raquo; با تمام قامت و در اوج درخشندگی است. وی اذعان می دارد که نگارش کتاب یادشده به صورت تحقیقی و با نقد و بررسی آرای این و آن سامان نیافته، گرچه گاه بنابر ضرورت &amp;amp;nbsp; برخی از آرای دیگران را هم نقل کرده است، اما اصل کتاب یادشده، محصول مطالعات، تاملات و تجربیات فکری و عملی شخص نویسنده است، و به واقع ما با فهم و برداشت فردی و شخصی او مواجهیم. یوسفی اشکوری در بخش نخست از مجموعه دو بخش کتاب خویش، تحت عنوان &amp;amp;laquo;داستان آدم در قرآن&amp;amp;raquo;، با بیان نکاتی، فرضیۀ تکامل انواع را در مورد خلقت انسان مطرح ساخته و به استناد آیاتی از قرآن و نهج البلاغه می کوشد تا آن را مُستدَل نماید. در نقطۀ مقابل دیدگاه وی، نگارنده با روش توصیفی و تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای و با استناد به ادلۀ نقلی و عقلی علامۀ طباطبائی صاحب تفسیر شریف المیزان ، به نقد و تحلیل تأملات و آرای شخصی یوسفی اشکوری مبادرت ورزیده است. برخی از نتایج پژوهش حاضر، بیانگر این حقیقت است که فرضیۀ تکامل مورد پذیرش وی، ظنی و غیر قطعی میباشد؛ زیرا قابلیت اثبات پذیری با تجربه بشری را ندارد و دست بشر از آزمودن مسائلی که در میلیون ها سال قبل ریشه دارد، کوتاه است. همچنین ادعای استعاری و یا تمثیلی بودن خلقت انسان در مرحلۀ تکامل زیستی و بیولوژیک، از جهات سه گانۀ مورد نظر طباطبائی(مبنای زبان شناختی، راجع بودن تعمیم روش تمثیلی استفاده شده در آیات به &amp;amp;laquo;مَثَل&amp;amp;raquo; و نه &amp;amp;laquo;مُمَثَّل&amp;amp;raquo;، و ظهور قریب به نص آیات قرآن) بی پایه و اساس بوده، فاقد هر گونه ادلۀ درون و برون نصی می باشد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی انتقادی دیدگاه مفسران پیرامون حقیقت &amp;laquo;ازواج&amp;raquo; در آخرت و واژگان مرتبط با آن، با تکیه‌بر دیدگاه ملاصدرا درباره تجسم اعمال</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_222970.html</link>
      <description>برخی از ابهام‌های موجود درباره کم و کیف معاد، گاه موجب ایجاد شبهات است. حقیقت تزویج و ماهیت ازواج ازجمله‌ی آن‌هاست. مفسران، ازدواج اهل بهشت را مبرهن و همسران را انسان یا فرشته دانسته‌اند. یکی از کارکردهای آن را نیز همان کارکرد نکاح یعنی برقراری ارتباط جنسی در دنیا آورده‌اند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکردی انتقادی با عنایت به ورود شبهات در آن باره، با تکیه‌بر آیات و کتب لغت و آراء مفسران به بررسی حقیقت و ماهیت ازواج بهشتی و جهنمی می‌پردازد. با عنایت و تکیه‌بر دیدگاه ملاصدرا و دیگر بررسی‌ها این‌گونه حاصل شد که احتمال اینکه تزویج و قرین شدن در بهشت و جهنم، تعبیر دیگری از تجسم اعمال باشد؛ بعید نیست. خداوند با برشمردن اوصاف آن‌ها، درصدد تبیین حقیقت و به فهم بشری نزدیک کردن آن است. این مقاله درصدد نفی اصل و وجود ازدواج در بهشت نبوده و اساساً برای نفی ازدواج در بهشت و جهنم، دلیل قرآنی و عقلی وجود ندارد بلکه بر آن است تا تفسیر و مفهومی دقیق‌تر و هماهنگ با مجموعه‌ی قرآن درباره واژگان ازواج، حور عین و...ارائه دهد به‌گونه‌ای که هم قابلیت شبهه‌پراکنی در آن کم شود و هم حقیقت تجسم اعمال را به گونه‌ی دیگر تبیین نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روش‌فرهنگ‌سازی قرآن‌کریم در آیات‌الاحکام اختصاصی، مشترک و تعاملی زنان در سوره‌های مدنی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_214823.html</link>
      <description>قرآن، کتاب جهان‌شمول برای هدایت همه بشر است که در فرآیند نزول محتوای خود روش را نیز به مخاطب ارائه نموده تا با فرهنگ‌سازی، ابعاد تربیتی و غیره آن به‌خوبی محقق گردد. یکی از مهم‌ترین مسائل قرآن آیات‌الاحکام زنان است که به‌صورت غیرمستقیم در سور مکی و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم در سور مدنی مورداشاره قرارگرفته‌اند. این پژوهش درصدد پاسخگویی به این سؤال است که روش قرآن کریم در فرهنگ‌سازی آیات‌الاحکام زنان در چه حیطه‌هایی قابل‌تحلیل است. بررسی توصیفی و تحلیل داده‌ها بر اساس روش سیر تنزیلی این آیات نشان می‌دهد قرآن کریم آیات‌الاحکام زنان را به‌صورت مستقیم در سور مدنی با سه حیطه: آیات اختصاصی، آیات مشترک و آیات تعاملی با مردان ارائه نموده است. تمرکز نزول آیات‌الاحکام زنان بر آیات تعاملی زنان با مردان و به دنبال فرهنگ‌سازی در ابعادی چون: ایجاد، حفظ و ارتقاء شخصیت و کرامت انسانی زنان، بطلان عقاید خرافی و جاهلی از ساده‌ترین تا سخت‌ترین آن‌ها در عصر نزول بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تلفیق مفهومی صراط مستقیم از دیدگاه تفاسیر فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_231285.html</link>
      <description>تلفیق مفهومی ازچارچوب های معناشناسی است که بر پیدایش و تبیین مفهوم یا ساختار نوظهور تأکید دارد. در این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی تلاش بر این است که با استفاده از نظریه تلفیق مفهومی در سایه تفاسیر فریقین واژه صراط مستقیم مورد واکاوی دقیق قرار گیرد و خلأ پژوهشی در این زمینه بر ضرورت این تحقیق می‌افزاید. پس از تحلیل داده‌های پژوهش در چهارچوب نظریه تلفیق مفهومی و بر اساس منظومه معرفتی تفاسیر فریقین مشخص گردید که این واژه مرکبی است که برای معنا و مفهوم یافتن آن نیازمند معانی جزئی‌تر و درعین‌حال بی‌بدیل است؛ به عبارتی صراط مستقیم حقیقت واحدی از سنخ معنا است نه مصداق که از اجزایی تشکیل یافته و شاکله آن با هفت سازه؛ روش راه، راهنمای راه، رونده راه، رفیق راه، هدف راه و قانون و مقررات راه ساخته می‌شود که جمع این معانی، انگاره‌ای بدیع از این واژه را بر اساس نظرات مفسرین فریقین روایتگری می‌کند که نبود یکی از این سازه‌ها در معنای این واژه خلل ایجاد می‌کند. روش راه همان دین حنیفی است که هسته مرکزی معنای صراط مستقیم است که خوانش آن با کمک قوانین و مقرراتی که در کتب آسمانی تصویرگری شده است؛ توسط راهنمایان راه مستقیم (پیامبران و امامان) صورت می‌پذیرد و سالک مسیر به‌مثابه حلقه واصلی است که باید در این راه مستقیم با رفیقان راه قدم بردارد و در پایان به هدف نهایی راه که بهشت موعود و رضایت پروردگار است خواهد رسید؛ به عبارتی تمامی حلقه‌های پیشینی و پسینی این راه تکمیل گر معنای صراط مستقیم هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی مبانی &amp;laquo;علامه فضل‌الله&amp;raquo; و &amp;laquo;ابن‌عاشور&amp;raquo; در مسائل (آیات) زنان</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_214990.html</link>
      <description>مسائل زنان در طول تاریخ همواره از مهم‌ترین دغدغه‌های مطالعاتی- تحقیقاتی اندیشمندان با رویکردهای مختلف بوده است. در عصر حاضر به جهت ورود اندیشه و سبک زندگی غربی به جوامع مسلمان و دور شدن جوامع اسلامی از سرچشمه‌های اصیل معرفتی خود، بازخوانی اندیشه‌های اسلامی ضروری می‌نماید. در پژوهش حاضر به هدف دست‌یابی به مبانی دو مفسر معاصر &amp;amp;laquo;علامه فضل‌الله&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ابن‌عاشور&amp;amp;raquo; و تشابه و تفاوت‌ها؛ در مسائل (آیات) زنان به روش تطبیقی- تحلیلی داده‌های منتج از تفاسیر &amp;amp;laquo;من وحی‌القرآن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;التحریر والتنویر&amp;amp;raquo; و سایر تألیفات این دو مفسر، موردبررسی قرار گرفت. یافته‌های پژوهش را چنین می‌توان تقریر نمود: مبانی موجود در دیدگاه هر دو مفسر قابل‌ارائه در مبانیِ راهبردی، شناختی و رفتاری است و &amp;amp;laquo;اشتراک زن و مرد در انسانیت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;لزوم بازخوانی و نواندیشی در مسائل زنان&amp;amp;raquo; از مبانی مشترک دو مفسر است و مواردی مانند &amp;amp;laquo;میزان بهره‌مندی زنان و مردان از قوه تعقل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تفاوت مردان و زنان در برخی ساحت‌ها&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;معنا و مفهوم قوامیت&amp;amp;raquo; از مبانی اختلافی دو مفسر در مسائل زنان است که در ذیل آیات مرتبط به آن‌ها پرداخته‌شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تطبیقی و ارزیابی دیدگاه مفسران فریقین درباره نورانی‌شدن زمین به نور پروردگار در آیه 69 زمر</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_221913.html</link>
      <description>کلمه نور از واژگان کلیدی در آیات قرآن است که در موارد متعدد تکرارشده و در برخی موارد، معنای حقیقی (نور محسوس) و در برخی موارد دیگر، معنای مجازی از آن، اراده شده است. ازجمله این آیات، آیه 69 سوره زمر است که در آن، از روشن شدن زمین به‌واسطه نور پروردگار، سخن به میان آمده است &amp;amp;laquo;وَ أَشرَقَتِ الغرض بِنورِ رَبّها&amp;amp;raquo;. در این‌که مراد از این اصطلاح قرآنی چیست و آیا معنای حقیقی از آن اراده شده یا مجازی و اشاره به پدیده‌ای در دنیا دارد یا آخرت، مفسران فریقین، دیدگاه‌های مختلفی مطرح کرده‌اند که برخی از این دیدگاه‌ها مشترک بین مفسران فریقین، برخی، مختص مفسران شیعه و برخی دیگر، مختص مفسران اهل سنت است. روشن شدن این موضوع، ابهامات موجود در واژگان آیه را برطرف نموده، مفهوم دقیقی از عبارات آن، ارائه می‌دهد که علم به آن، می‌تواند تأثیرات عملی زیادی در زندگی انسان داشته باشد. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و در بستر مطالعات کتابخانه‌ای صورت گرفته، این دیدگاه‌ها را تحلیل، مقایسه و مورد ارزیابی قرار داده و درنهایت به این نتیجه منتهی شده که از میان 10 دیدگاه مطرح‌شده در این خصوص، دیدگاه مشترک ظهور حقیقت اشیاء و اعمال انسان در قیامت، به خاطر وجود قرائن سیاقی و قرائن و شواهد موجود در آیات دیگر قرآن، بر دیدگاه‌های دیگر برتری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی ساختار و عناصر رِوایی قصه آدم و شیطان در دو سوره ص و طه</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_193801.html</link>
      <description>قصه‌‌های قرآن کریم ساختار هندسی عالی، هنری منحصر به فردی دارد و از عناصر روایی به نحو فوق العاده‌ای در جهت اهداف هدایتی و تربیتی‌اش بهره برده است. قصه‌های قرآن از منظرهای مختلف اعم از ادبی، هنری، بلاغی، تاریخی و... قابل مطالعه و حائز اهمیت است. مقاله حاضر در صدد است با روش توصیفی و تطبیقی، به تحلیل ساختار و محتوا و عناصر روایی قصه آدم و شیطان در دو سوره ص و طه ـ که نخستین سوره مشتمل بر این قصه در ترتیب نزول هستند ـ پرداخته و ارتباط طرح این قصه در دو سوره یاد شده را از منظر ادبی با غرض اصلی هر یک از این‌دو سوره واکاوی کند. از رهگذر این توصیف و مقایسه، به دست آمد که اولا تجمیع عناصر روایی این دو قصه، از سوره ص به طه روایت تاریخی‌ مسلسلی از داستان آدم و شیطان را گزارش می‌کند، ثانیا در هر یک از دو قصه علاوه بر وجود عناصر مشترک و مشابه، عناصر متمایزی منطبق با اغراض ادبی دو سوره ص و طه وجود دارد که به هر یک از دو قصه هویت مستقل داده و از نظر هنری قرآن را از هرگونه تکرار در قصه مبرا می‌دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سیر تاریخی مفهوم ضلال ذیل آیه 7 سوره ضحی در تفاسیر فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_201753.html</link>
      <description>یکی از مسائل تاثیر گزار در مفاهیم قرآنی گذشت زمان و دوره های مختلف تاریخی است. آیه7 سوره ضحی می‌فرماید:&amp;amp;laquo;وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدى&amp;amp;raquo; این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی سیر تاریخی مفهوم ضلال در تفاسیر فریقین از سده‌های نخستین تا قرن پانزدهم می‌پردازد و در پی پاسخ‌گویی به این مساله است که سیر تاریخی و گذشت زمان در به وجود آمدن دیدگاه‌های تفسیری این آیه چه تاثیری داشته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که سیرتاریخی مفهوم &amp;amp;laquo;ضال&amp;amp;raquo; در قرن دوم و سوم به ویژه در میان مفسران شیعه صرفا روایی و ضال به معنای &amp;amp;laquo;گم گشته&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ناشناخته&amp;amp;raquo; تفسیر شده، ولی در قرون چهارم به بعد توسعه معنایی یافته و بر پایه‌ی تفسیر اجتهادی رویکردهای کلامی، عقلی و عرفانی در بین مفسران شیعه و اهل سنت پدید آمده است. از قرن پنجم و ششم به بعد در تفسیر آیه رویکرد قرآنی نیز ظهور پیدا کرده و ضال به عدم علم به معالم نبوت و اخبار گذشتگان تفسیر شده است. در قرون اخیر نیز مفسران در تفسیر واژه ضال، عمدتا با رویکردی روایی، لغوی، عقلی و قرآنی در پی فهم مدلول آیه بوده‌ و به نقل مطالب گذشته تنها اکتفا نکرده و با طرح همه جانبه بحث ضلالت ذیل آیه، با رویکردی استدلالی و انتقادی دیدگاه‌های مختلف ذیل آیه را مورد مداقه قرار داده‌ و به شبهات مطرح پاسخ داده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پژوهش تطبیقی در تفسیر آیه «و وضعنا عنک وزرک» از دیدگاه فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_211036.html</link>
      <description>اراده معنای ظاهری و ارتکازی الفاظ و صرف اهتمام به استعمال معروف آنها از جمله آسیب‌ها و چالش‌های مهم کشف معنای عبارات در آیات قرآن کریم به شمار می‌آید. گاهی این مسئله منجر به برداشت‌های ناصواب در برخی آیات قرآن کریم شده و شبهات زیادی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. آیه &amp;amp;laquo;و وضعنا عنک وزرک&amp;amp;raquo;در سوره شرح از این موارد به شمار می‌آید. از یک طرف معنای آیه و از طرف دیگر متعلق آن که در ابهام است؛ آیه را تفسیر پذیر نموده است که در دیدگاه مفسران فریقین دیدگاه متفاوت و گاهی متعارض ارائه شده است. این پژوهش با روش تحلیلی و از رهگذر تطبیق دیدگاهها با بهره گیری از روش صحیح معنای واژه و با توجه به قراین کلامی از جمله : فضای نزول و هدف و غرض و سیاق سوره شرح و روایات معصومین علیهم السلام به این نتیجه رسیده است که مراد از &amp;amp;laquo;وزر&amp;amp;raquo; نه به معنای گناه و خطا بلکه به معنای بار سنگین مسئولیت رسالت و نبوت و دعوت مردم به آن و مواجهه با منکران معاند و مخالفان است که خداوند با انتصاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام به عنوان جانشین و یاور پیامبر اکرم ص ، پشتوانه آن حضرت را محکم نموده و بار سنگین رسالت و نبوت را سبک نموده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی اصول کرامت انسانی در اندیشه تفسیری سیدقطب و سیدعبدالحسین طیب</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_222340.html</link>
      <description>بحث کرامت انسان در قرآن کریم، از موضوعات پیچیده، بنیادین و کلیدی در مطالعات قرآنی است که می‌تواند در حوزه علوم انسانی به بسیاری از سؤالات پاسخ دهد و ابهامات موجود در این زمینه را روشن سازد. بیان مفهوم کرامت انسان در ساختار معنایی قرآن، می‌تواند تصویری جذاب و انسانی از جایگاه انسان در جامعه بشری ارائه دهد و بسیاری از تحریفات و افترائاتی که دشمنان در خصوص کرامت انسان به اسلام و قرآن نسبت داده‌اند را با روشنایی آموزه‌های قرآنی برطرف کند. با تحلیل آیات قرآن و بررسی دیدگاه‌های دو مفسر برجسته معاصر، طیب و سید قطب، در خصوص اصول کرامت انسانی، به هشت اصل بنیادی می‌رسیم که عبارتند از: 1- اصل تفکر و تعقل، 2- اصل تدریج و پیوستگی، 3- اصل برابری، 4- اصل آزادی انتخاب، 5- اصل تعادل و تناسب، 6- اصل هدفمندی، 7- اصل فطرت‌گرایی، و 8- اصل فعالیت و پویایی. سید قطب، به عنوان یک روشنفکر برجسته مصری، قرآن را کتابی برای «حرکت و تحرک» می‌داند و بر وجود اندیشه‌های ارزنده در آن تأکید می‌کند. در مقابل، طیب رویکردی اجتماعی دارد و در تفسیر آیات قرآن به دیدگاه‌های اهل بیت(ع) توجه ویژه‌ای می‌کند و از روایات به مقدار بیشتری نسبت به سید قطب بهره می‌برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی مبانی متافیزیکی در تفسیبر قرآن از منظر مفسرین فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_223044.html</link>
      <description>تفاسیر قرآن همواره متأثر از چارچوب‌های فلسفی، کلامی و عرفانی بوده‌اند، اما بررسی نظام‌مند و تطبیقی این مبانی متافیزیکی در سنت‌های شیعه و اهل‌سنت کمتر صورت پذیرفته است. اهمیت این پژوهش از آنجا نشأت می‌گیرد که اکثر مطالعات پیشین بر ابعاد زبانی، تاریخی یا بلاغی تفسیر تمرکز داشته و به نقش زیرساخت‌های وجودشناختی و معرفت‌شناختی نپرداخته‌اند؛ در حالی که این مبانی، هدایت‌گر برداشت مفسر از آیات و تعیین‌کننده مرزهای تأویل‌اند. چالش اصلی تحقیق، آشکارسازی پیش‌فرض‌های ضمنی متافیزیکی است که در قالب مفاهیم «هستی»، «فاعل»، «علم» و «باطن» در متون تفسیری تنیده شده و آشکارسازی آن‌ها مستلزم رویکردی تلفیقی و دقیق به آثار کلاسیک است. برای پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر با روش کیفی– تحلیلی اسنادی به موضوع «مبانی متافیزیکی در تفسیبر قرآن از منظر مفسرین فریقین» پرداخته است و با محوریت مطالعهٔ موردی، بخش‌هایی از تفاسیر شاخص هر مکتب به‌کار گرفته شد؛ تحلیل گفتمان و چارچوب تطبیقی به استخراج و مقایسه‌ی «وحدت وجود»، «توحید افعالی»، «علم حضوری» و «باطن‌گرایی» در تفسیر شیعی و «اصالت حدوث»، «جبر الاهی»، «حجیت عقل نقلی» و «عرفان نظری محدود» در تفسیر اهل‌سنت انجامید. یافته‌ها نشان می‌دهد مفسران شیعه با تمرکز بر تجربهٔ وجودی و تلفیق عقل نظری و شهود، لایه‌های پنهان معنا را کشف می‌کنند؛ اما مفسران اهل‌سنت، ضمن پذیرش ضرورت فراتر رفتن از تفسیر لفظی، عقل نقلی را محور قرار داده و عرصهٔ عرفان را به حوزه‌ای حاشیه‌ای محدود می‌سازند. این تفاوت در وزن‌دهی به منابع معرفتی، ساختار معنایی آیات دربارهٔ صفات الهی، وحی، نبوت و معاد را متفاوت می‌کند،</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش نفاق سیاسی در انحراف مسیر جانشینی پیامبراکرم(ص) بر اساس تفاسیر فریقین(با محوریت سوره توبه)</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_225615.html</link>
      <description>در صدر اسلام، گونه خطرناکی از نفاق سیاسی در برابر حاکمیت جامعه وجود داشت که از شهر مکه آغاز شد و هدف اصلی آن، آسیب‌رسانی به اصل اسلام و کارشکنی در جانشینی رسول خدا(ص) بود. مسئله اصلی در این پژوهش، تحلیل منابع تفسیری-تاریخی فریقین، در خصوص نقش نفاق سیاسی در خصوص جانشینی پیامبراکرم(ص) با محوریت آیات سوره &amp;amp;laquo;توبه&amp;amp;raquo; با روش گردآوری داده‌های کتابخانه‌ای و روش پردازش توصیفی-تحلیلی است. بر اساس یافته‌های تحقیق، نفاق سیاسی در صدر اسلام، دو گونه آشکار و نهان داشت. نمونه‌های نفاق سیاسی آشکار در جانشینی پیامبراکرم(ص) عبارتند از: سرپیچی &amp;amp;laquo;عبداللّه‌بن‌أبىّ&amp;amp;raquo; از همراهی با لشکر اسلام در جنگ تبوک؛ بهانه&amp;amp;rlm;تراشی منافقان&amp;amp;rlm; برای نرفتن به جنگ؛ تمسخر مجاهدان جنگ تبوک از سوی منافقان؛ عیب‌جویی منافقان از پشتیبان‌های مالی سپاه اسلام و توطئه ساختن مسجد ضرار در غیاب پیامبراکرم (ص). همچنین تخریب&amp;amp;rlm; فضائل امام علی(ع)؛ تقویت همبستگی به وسیله تدوین عهدنامه، نفوذ عمیق و گسترده در جامعه و دستگاه حاکمیت، نافرمانی از پیامبراکرم(ص) در پیوستن به سپاه اسامه و سرپیچی از دستور آن‌حضرت برای نوشتن وصیت، از مهم‌ترین نقش‌های نفاق سیاسی پنهان در انحراف مسیر جانشینی پیامبراکرم(ص) است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بینامتنیت در داستان حضرت ابراهیم و لوط(ع) در قرآن و عهد عتیق براساس الگوی سیمپسون</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_230919.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تطبیقی نقش بینامتنیت در داستان حضرت ابراهیم و لوط(ع) در قرآن کریم و عهد عتیق می‌پردازد. مسئله اصلی مطالعه این است که با وجود اشتراکات روایی و موضوعی، رویکرد دو متن به بینامتنیت چگونه متفاوت است و این تفاوت‌ها چه تأثیری بر اهداف الهیاتی و ساختاری هر متن دارد. اهمیت تحقیق در آشکار کردن پیوندهای سبکی و معنایی متون دینی و فراهم آوردن زمینه‌ای نو برای گفت‌وگوی میان ادیان و فهم بازآفرینی متون مقدس است. روش پژوهش کیفی و توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر چارچوب نظری بینامتنیت (ژولیا کریستوا و ژرار ژنت) است. داده‌ها از تحلیل آیات قرآن به ترتیب نزول و فصول مرتبط در سفر پیدایش گردآوری و تفسیر شده‌اند. یافته‌ها بیانگر بهره‌گیری هر دو متن از بینامتنیت داخلی و خارجی برای انسجام روایی است؛ قرآن با پراکندگی روایی و تأکید بر ایمان، اطاعت و عذاب الهی، و عهد عتیق با ساختار تاریخی و تمرکز بر نسب‌شناسی و پیمان‌های الهی. قرآن برخی روایت‌ها، مانند قربانی ابراهیم(ع) و پیامبری لوط، را بازآفرینی یا اصلاح کرده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قرآن با رویکرد جهانی و هدایت اخلاقی، و عهد عتیق با تمرکز بر تثبیت هویت قومی، از بینامتنیت برای انسجام و انتقال پیام بهره می‌گیرند. نوآوری تحقیق در تحلیل داستان بر اساس ترتیب نزول و توجه ویژه به ابعاد سبکی و موسیقیایی بینامتنیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مساله نشوز مردان در آیه 128 سوره نساء با محوریت تطبیق دیدگاه تفسیری آیت جوادی آملی و علامه طبرسی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_232455.html</link>
      <description>این مقاله با روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی، به بررسی تطبیقی دیدگاه تفسیری آیت الله جوادی آملی و علامه طبرسی پرداخته است و حکم نشوز مردان، حدود و ثغور آن، مصادیق و راهکارهای مقابله با آن را بررسی کرده است. نگارندگان در این مختصر، دریافتند که حکم نشوز همانطور که شامل زنان میشود، مردان را نیز اگر از وظایف واجب خود اجتناب کنند، شامل می‌شود. آیت الله جوادی عاملی نشوز مرد را، اعراض وی از همسرش به جهت مسائل زناشویی می‌داند و علامه طبرسی نیز مردی را ناشز می داند که خود را همسرش برتر بداند و یا به او ظلم کند و یا حقوق واجب وی را نپردازد و یا به زن دیگری تمایل قلبی داشته باشد. هر دو مفسر بر راهکار ارائه شده‌ی آیه که همان گذشتن زن از برخی حقوق خود و جلب رضایت شوهر برای ادامه زندگی در قالب مصالحه می‌باشد، به عنوان راهکاری برای حفظ زندگی مشترک تاکید می‌کنند و این مصالحه را بهتر از طلاق می‌دانند. در ادامه مقاله به این مهم اشاره کرده است که مصالحه یک حق اختیاری برای زن است و نه یک حکم جبری و طبق فتوای فقها، زنان برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ی مردان از این حق‌، می‌توانند به حاکم شرع رجوع کنند و از مردی که به او ظلم کرده و یا حقوق واجب او را نمی‌دهد شکایت کنند و حاکم شرع هم می‌تواند از اموال مرد حقوق مادی وی را پرداخت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی تطبیقی داستان حضرت ایوب (علیه السلام) در عهد قدیم و قرآن کریم (با تأکید بر روایات تفسیری فریقین)</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_232623.html</link>
      <description>از شخصیت هایی که قرآن کریم و کتاب مقدس (عهد قدیم) به صورت مشترک از او یاد کرده اند، حضرت ایوب (علیه السلام) است که در فرهنگ اسلامی، نمادی از صبر و شکیبایی است که امتحان الهی را از سر می گذراند و با تعابیری همچون &amp;amp;laquo;صابر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نعم العبد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;أوّاب&amp;amp;raquo; از او یاد می شود. روایت گری کتاب مقدس از او با قرآن کریم متفاوت است، در بخش عهد قدیمِ کتاب مقدس، وی بنده ای مؤمن است که مقام نبوت ندارد و به سبب تسلط شیطان بر او دچار مصیبت و بیماری می شود و با ناشکیبایی این دوران را می گذارند. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی، ضمن مطالعه تطبیقی میان قرآن و کتاب مقدس در داستان حضرت ایوب (علیه السلام)، شکل و محتوای این داستان را در دو کتاب بررسی کرده است. سبک بیان و محتوای این دو کتاب در داستان ایوب بسیار متفاوت است. افزون بر این در تفسیر آیات مربوط به حضرت ایوب (علیه السلام) روایاتی وارد شده که به روایت کتاب مقدس به ویژه در بیان بیماری وی، بسیار نزدیک است، با بررسی انجام شده این روایات به جهت تعارض با آیات قرآن، عصمت انبیای الهی و فلسفۀ بعثت انبیاء و تعارض با دیگر روایات درباره حضرت ایوب و نیز وجود وهب بن مُنَبّه به عنوان یکی از راویان این روایات، به دست می آید که این گونه روایات از اسرائیلیات است و قابل پذیرش نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ثمرات اعتصام به خداوند در پارادایم‌های حکمرانی اسلامی در پرتو دیدگاه فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_233528.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین مفهوم کلیدی «اعتصام به خداوند» و نقش آن به عنوان یک راهبرد عملی در پارادایم‌های حکمرانی اسلامی انجام شده است. علی‌رغم تأکیدات مکرر قرآن بر این مفهوم، جایگاه آن در گفتمان‌های حکمرانی معاصر کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع اصیل قرآنی، تفسیری و روایی، به بررسی این مفهوم پرداخته است. نتایج نشان می‌دهد که در دیدگاه فریقین همگرایی عمیقی بر لزوم و کیفیت اعتصام وجود دارد. همچنین، عدم اهتمام به این راهبرد ناشی از عواملی چون عدم ایمان و معرفت نسبت به خداوند ، سوء ظن به خدا ، لجاجت، افراط در حس گرایی و عقل گرایی و اعتماد به غیر است. مهم‌ترین ثمرات اعتصام در حکمرانی شمول رحمت واسعه، تحقق احسان، بهره‌مندی از معیت دائمی خداوند، مصونیت از ارتداد و انحراف، و تضمین هدایت به صراط مستقیم می‌باشد؛ این ثمرات، اعتصام را به یک اصل محوری در ثبات و کارآمدی نظام سیاسی اسلام تبدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی نزول سکینه در دو آیه 26 و 40 سوره توبه از منظر علامه طباطبایی و رشید رضا همراه با نقد و ترجیح</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_233799.html</link>
      <description>سوره توبه که از آن با نام برائت هم یاد می‌شود نهمین سوره قرآن کریم است، این سوره مشتمل بر موضوعات مختلفی از جمله نزول سکینه بر پیامبر(ص) و مومنین است. از میان تفاسیر معاصر، تفسیر المیزان (با رویکرد شیعی) و تفسیر المنار (با گرایش سلفی) با ادعای پیروی از روش تفسیر قرآن به قرآن و عدم تأثیرپذیری از پیش‌فرض‌های مذهبی، مورد استناد و توجه ویژه مفسران پس از خود قرار گرفته‌اند. از آنجا که ادعای هر دو مفسر این است که روش قرآن به قرآن را پیش گرفته‌اند اختلافات موجود در میان آن‌ها در موضوعات متعدد از جمله نزول سکینه در آیات سوره توبه جای بحث و بررسی دقیق دارد. این مقاله به روش تحلیلی-توصیفی به بررسی دو آیه در تفسیر المیزان و المنار پرداخته است، رشیدرضا معتقد به نزول سکینه در آیه 26 بر همه مسلمانان است، چه آن‌ها که از صحنه جنگ فرار کردند و چه کسانی که باقی‌ماندند، علامه طباطبائی معتقدند نزول سکینه فقط بر پیامبر و مسلمانانی اتفاق افتاد که در صحنه نبرد ایستادگی کردند. در آیه 40 اکثر مفسرین بر اساس مباحث ادبیات عرب معتقدند نزول سکینه در غار بر پیامبر اتفاق افتاد، اما رشید رضا در المنار نزول سکینه را بر ابوبکر می‌داند، با توجه به قرائن موجود در آیات و روایات متواتر نظر علامه صحیح می‌باشد، بنابراین یافته‌ها نشان می‌دهد المنار، با وجود ادعای تفسیر بی‌طرفانه، در مواجهه با این آیات، تحت تأثیر مبانی کلامی خود برخلاف روش‌ه</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نحله‌های تفسیری و مناقشه فریقین پیرامون افضلیت امیرالمؤمنین (ع) با استناد به آیه &amp;quot;سقایه الحاج&amp;quot;</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_235744.html</link>
      <description>امیر‌المومنین علی (علیه‌السلام) به عنوان خلیفه بلافصل مسلمین بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) دارای فضایل و ویژگی‌هایی است که در آیات و روایات و نقل‌های تاریخی به آن اشاره شده است. امروز انسان‌های تشنه عدالت و معنویت بیش از هر روز دیگر به الگو قرار دادن شخصیت حضرت علی (علیه السلام) نیازمند هستند و این امر بستگی به شناخت و آگاهی همه جانبه افکار، اندیشه‌ها و منش آن حضرت دارد.فریقین در منابع روایی و تفسیری خود به این فضایل و ویژگی‌ها اشاره نموده‌اند. یکی از این فضایل در آیه معروف به آیه «سقایه الحاج» مطرح شده است. مقاله  حاضر با روش توصیفی و تحلیلی به موضوع دیدگاه مفسرین فریقین  در ذیل ایه فوق پرداخته است وبه این سوال که چگونه آیه&amp;amp;quot;سقایه الحاج&amp;amp;quot;بر فضیلت حضرت علی (علیه السلام)دلالت خواهد داشت؟ پاسخ خواهد داد که بعد از بررسی تفاسیر مختلف از فریقین  به این نتیجه دست یافت که، فضایل امیر‌المومنین علی (علیه‌السلام) از موضوعاتی است که نمی‌توان به راحتی نادیده گرفته شود . تمام علمای شیعه و اکثر علمای اهل سنت با استناد  به روایات  وارده در منابع معتبر خودشان شان نزول  آیه شریفه را امیر‌المومنین علی (علیه‌السلام) دانسته‌اند.  ولی متاسفانه گروه اندکی از مفسران اهل سنت مخالفت نموده‌اند و شأن نزول آیه  شریفه را ناظر بر شخصیت  امیرالمومنین علی علیه السلام نمی دانند این مخالفت  یا مغرضانه و از روی تعصبات اعتقادی است و یا اینکه به روایات ضعیف و مجعول تمسک جسته اند که در این مقاله به این دلایل پاسخ کامل داده شده.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازپژوهشی در تفسیر تطبیقی آیات اعراف با تأکید بر روش عرضه و قواعد ترجیح</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_237276.html</link>
      <description>آیات 46 تا 49 سوره اعراف از جمله آیاتی است که به دلیل اهمیت آن، در متون دینی فریقین مورد توجه قرار گرفته و مفسران درباره آن، تفاسیر مختلفی ارائه کرده اند. روش عرضه؛ یعنی جایگزینی الفاظ قرآن با گزاره مورد تردید و سپس پردازش قرآنی و بررسی سیاق بدست آمده، و قواعد ترجیح؛ یعنی ضوابط و امور اغلبی جهت شناخت تفسیر راجح، دو ابزار سنجش در تفسیر هستند. نوشتار پیش رو تلاش دارد با کاربست این دو ابزار، درستی یا نادرستی تفاسیر یاد شده را مشخص کند. حفظ انسجام سیاق و رعایت ظاهر آیات، عرف گفتگو و قواعد ادبی، از یکسو؛ و حفظ از ترادف، تقدیر و حذف، ابهام گویی، تکرار و تفسیر به رأی از سوی دیگر، ملاک‌های ارزیابی با روش عرضه و قواعد ترجیح هستند. بر اساس یافته‌های این تحقیق، مقصود از «رجال اعراف» در آیات 46 و 47، «پیروان ضعیف و آلوده» است که بر بهشتیان درود فرستاده و از خدا خواسته‌اند با ظالمان نباشند، و مقصود از «اصحاب اعراف» در آیات 48 و 49، «انبیا، امامان و صالحان» است که جمعی از دوزخیان را مورد سرزنش قرار داده و پیروان ضعیف و آلوده خود را به بهشت فرستاده‌اند. فهم بهتر و دقیق‎تر از مسئله معاد و اتفاقات قیامت و اثبات قدرت شفاعت اولیای الهی در قیامت از نتایج دستیابی به این تفسیر است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی سنت غلبه حق بر باطل در تفسیر المیزان و آثار تفسیری آیت‌الله خامنه‌ای</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_237724.html</link>
      <description>سنت غلبه حق بر باطل از مفاهیم بنیادین قرآن کریم است که در بسیاری از آیات به آن تصریح شده است. با این حال، تفاوت در مبانی هستی‌شناختی و رویکرد تفسیری مفسران معاصر، تبیین‌های متنوعی از چیستی و سازوکار تحقق این سنت به‌دست داده است. این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی دیدگاه علامه محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان و آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در تفسیر آیات مرتبط، به واکاوی اشتراکات و تفاوت‌های این دو رویکرد پرداخته است. روش تحقیق، کیفی، توصیفی‌ـ‌تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای تطبیقی متون تفسیری منتخب است.
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر دو اندیشمند، سنت غلبه حق بر باطل را سنتی تکوینی-تشریعی، تخلف‌ناپذیر و ریشه‌دار در ساختار هستی می‌دانند. با این حال، علامه طباطبایی بیشتر با رویکرد فلسفی‌ـ‌هستی‌شناختی و آیت‌الله خامنه‌ای با رویکرد تاریخی‌ـ‌تمدنی به این سنت نگریسته‌اند. در نگاه طباطبایی، ثبات ذاتی حق و زوال باطل از اصول بنیادین برجسته است، در حالی‌که خامنه‌ای بر نقش اراده، مجاهدت، تقوا و نصرت دین توسط انسان‌ها در تحقق این سنت تأکید دارد. این پژوهش با تلفیق دو رویکرد، افق تازه‌ای برای تحلیل سنت‌های الهی در عرصه تمدن‌سازی اسلامی و فهم پویای تاریخ از منظر قرآنی می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی استناد جان بِرتُن به آیات قرآن در اثبات نسخِ الحکم و تلاوت و پاسخ تفسیری علمای مسلمان</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_238924.html</link>
      <description>مسئله نسخ در قرآن کریم همواره یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در میان مفسران و متخصصان علوم قرآنی بوده است. در سنت غربی مطالعات اسلامی، جان برتن یکی از تأثیرگذارترین محققانی است که با رویکردی انتقادی، تلاش کرده است تا سازوکار تدوین و جمع‌آوری قرآن را زیر سؤال ببرد. این مقاله به تحلیل دیدگاه‌های برتن در خصوص نوعی از نسخ می‌پردازد که وی آن را«نسخ الحکم و التلاوة»(منسوخ شدن حکم و تلاوت به صورت همزمان) می‌داند و آن را به مثابه توجیهی پسینی برای از دست رفتن برخی متون قرآنی قلمداد می‌کند.
برتن استدلال می‌کند که مفهوم نسخ، به ویژه نسخ تلاوت، تلاشی از سوی مفسران متقدم بوده تا ابهاماتی چون«فراموشی پیامبر»یا«فراموشانده شدن برخی آیات توسط خداوند»را توضیح دهند برای اثبات مدعای خود به آیاتی از قرآن و تفاسیر آنها اشاره می‌کند. بر اساس تحلیل برتن، این روایات در واقع نشان‌دهنده آیاتی هستند که از مجموعه نهایی قرآن کنار گذاشته شده یا «مفقود»گشته‌اند. برای اثبات این مدعا نیز، آیاتی مانند ابن آدم و بئر معونه را به عنوان نمونه بررسی کرده است.
 این پژوهش، ضمن شرح و بسط دقیق استدلال‌های برتن، به ارزیابی قوت و ضعف بنیادهای روایی و کلامی نظریه او می‌پردازد و چگونگی تأثیر این دیدگاه انتقادی بر مباحث معاصر علوم قرآنی را تبیین می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تاریخی مفهوم واژه &amp;laquo;نُحاس&amp;raquo; در آیه &amp;laquo;یُرْسَلُ عَلَیْکُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِران&amp;raquo; برپایه تفاسیر فریقین و ترجمه‌های فارسی و انگلیسی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_239391.html</link>
      <description>فهم مراد واژه &amp;amp;laquo;نحاس&amp;amp;raquo; در آیه35 سوره الرحمن مساله‌ای است، که می‌تواند به درک صحیح این آیه در منظومه آیات سوره یادشده منتهی‌گردد. مفسران درخصوص معنای این واژه، اختلاف‌نموده و درمجموع، هفت‌معنا را ارائه‌داده‌اند؛ که عبارت‌اند از: دود، مس مذاب(=فلز گداخته)، مُهل، دردی الزیت(=تفاله روغن)، چیزی که دارای باد شدید است، آتشی که دارای باد شدید است، بوى به‌غایت کریه. ازسوی دیگر، در ترجمه‌های فارسی و انگلیسی نیز معنای واحدی از واژه &amp;amp;laquo;نحاس&amp;amp;raquo; در آیه یادشده، ارائه نشده‌است؛ هرچند، دامنه اختلاف نظر مترجمان در ارائه ترجمه این واژه، به وسعت و گوناگونی آرای مفسران نیست. بدین‌قرار و ازپیِ کاوش معنای این واژه در ادبیات جاهلی و مخضرمین، روشن می‌گردد، که در گستره &amp;amp;laquo;ادبیات جاهلی&amp;amp;raquo;، واژه مورد بحث، تنها به‌معنای &amp;amp;laquo;مس&amp;amp;raquo; و در اشعار &amp;amp;laquo;مخضرمین&amp;amp;raquo;، به دومعنای &amp;amp;laquo;ذات و طبیعت و سرشت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فلز مس&amp;amp;raquo; استعمال شده‌است؛ رفته‌رفته، تنوع و تعدد معنایی در کتاب‌های لغت، به پنج‌فقره &amp;amp;laquo;دود و آتش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مس(=فلز)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مقدار معین باقی‌مانده از چیزی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;طبیعت و سرشت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مقدار اولیه هر شیء&amp;amp;raquo; رسیده، که ظاهرا همین امر، اختلاف دیدگاه مفسران و مترجمان را ناشی شده‌است. پژوهش حاضر، با کاربست روش کتابخانه‌ای و رویکرد توصیفی-تحلیلی، ازبستر توجه به سیاق آیات و نیز بهره‌گیری از روایات معصومان(ع)، سرانجام معنای مس مذاب(=فلز گداخته) را به‌عنوان معنای مرجح برای واژه &amp;amp;laquo;نحاس&amp;amp;raquo; پیشنهاد می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی خوانش روان‌شناختی آیات قرآن در هرمنوتیک کارن آرمسترانگ و تفسیر الهیاتی اسلامی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_239533.html</link>
      <description>خوانش روان‌شناختی آیات قرآن، به‌عنوان یکی از رویکردهای معاصر در مطالعات تفسیری، ناظر به بررسی تأثیرات عاطفی، شناختی و وجودی متن قرآن بر مخاطب است. در این میان، هرمنوتیک کارن آرمسترانگ، دین‌پژوه غربی، که قرآن را متنی پویا، واکنشی و اثرگذار بر تجربه زیسته انسان می‌داند، در کنار تفسیر الهیاتی اسلامی، زمینه‌ای مناسب برای تحلیل تطبیقی روش‌ها و مبانی این خوانش فراهم می‌آورد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که خوانش روان‌شناختی آیات قرآن در چارچوب هرمنوتیک آرمسترانگ چه مبانی و کارکردهایی دارد و این خوانش از چه جهاتی با رویکرد تفسیری الهیات اسلامی همگرا یا واگراست. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی–تحلیلی، به تحلیل تطبیقی آثار منتخب کارن آرمسترانگ (از جمله A History of God و Muhammad: A Prophet for Our Time) و منابع معتبر تفسیری اسلامی، به‌ویژه المیزان و تفسیر نمونه، می‌پردازد. داده‌های پژوهش از طریق تحلیل محتوای مفهومی آیات قرآنی مرتبط با سکینه، خوف و رجاء، ذکر، صبر و هدایت استخراج و در چارچوبی تأویل‌محور مقایسه شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد آرمسترانگ با تأکید بر بُعد تجربه‌محور دین، کارکرد روانی آیات قرآن را در ایجاد آرامش، معنا‌بخشی به رنج و تحول درونی انسان برجسته می‌سازد و آیاتی همچون «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ» (یونس/57) را شاهدی بر نقش درمانگرانه متن می‌انگارد؛ با این حال، وی منشأ اثرگذاری این آیات را عمدتاً در تجربه انسانی و بستر تاریخی–فرهنگی تفسیر می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظریة تبدیل‌ناپذیری کلمات قرآن</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_240768.html</link>
      <description>گاهی رویکرد اهل لغت و مفسران در تعامل با قرآن به گونه‌ای بوده که گویی قرآن «قول بشر» است. آنان در معنایابی مفردات و جمله‌های قرآن کریم آن را با کاربردهای بشری کلمات و جمله‌ها مقایسه می‌کنند. این رویکرد می‌تواند سبب نادیده‌انگاشتن الهی بودن گزینش موادّ، هیأت‌ها و ساخت جمله‌ها در قرآن شود. نظریة تبدیل‌ناپذیری کلمات گزینش موادّ، هیأت‌ها و ساخت جمله‌ها در کاربردهای الهی را برآمده از علم و حکمت مطلق الهی و خطاناپذیر می‌داند. در مقابل گزینش موادّ و هیأت‌ها و ساخت جمله‌ها در کاربردهای بشری همواره خطاپذیر است. در این نسخه از ارائة نظریه اولویت و تمرکز بر داده‌های علوم انسانیست. فرضیة نظریه به این قرار است: موادّ، هیأت‌ها و ساخت‌های جمله‌ها در قرآن تبدیل‌ناپذیرند. بنابراین معنایابی کلمات قرآن از طریق تبدیل آن‌ها به موادّ، هیأت‌ها و ساخت‌های جمله‌های دیگر مانع دست‌یابی به معنا و مراد صحیح و دقیق الهی است. روش صورت‌بندی نظریه در مبنای اساسی آن قیاسی و برهانی و در استناد به آیات قرآن کریم بر دلالت‌پژوهی در داده‌های قرآن کریم استوار است که اجتهاد نامیده می‌شود. رویکرد مقاله در نقل معنایابی‌های رقیب انتقادی است. نوآوری مقاله صورت‌بندی نظریه‌ای معناشناختی و تأسیس شماری قواعد معناشناختی برای فهم صحیح و دقیق‌تر قرآن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفسیر تقابل‌های مفهومی «ترَف»، «رَغَد»، «سَعَه» و «یُسْر» در قرآن کریم با تأکید بر دلالت‌های تفریقی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_241771.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی تطبیقی و معناشناختی مفاهیم «ترَف»، «رَغَد» «سَعَه» و«یُسْر» در قرآن کریم و تبیین قلمرو معنایی متمایز هر یک، به روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع لغوی و داده‌های تفسیری انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد این واژگان با وجود اشتراک در حوزۀ معنایی «برخورداری»، فاقد ترادف کامل بوده و هرکدام بار معنایی خاصی را حمل می‌کنند: «رَغَد» به فراوانی و گوارایی نعمت‌های مادی، بدون بار ارزشی ذاتی اشاره دارد؛ «ترَف» با بار معنایی منفی، بر افراط در بهره‌مندی از نعمت و طغیان و غفلت دلالت می‌کند. «یُسْر» به معنای آسانی وآسایش است و«سَعَه» به عنوان عام‌ترین مفهوم، بر گشایش و فراخی در هر دو عرصۀ مادی و معنوی اطلاق می‌شود. در نتیجه‌گیری نهایی مشخص می‌شود که قرآن کریم با این تمایزگذاری دقیق، هم بر مشروعیت برخورداری از نعمت («رَغَد») تأکید کرده و هم با هشدار نسبت به خروج آن از مسیر اعتدال و تبدیل به «ترَف»، نظام اخلاقی جامعی را برای مدیریت نعمت‌ها ارائه می‌دهد،«یُسْر» به معنای آسانی وآسایش در رسیدن به نعمت، و در نهایت «سَعَه» به عنوان غایت مطلوب، گشایش در تمامی عرصه‌های زندگی را در بر می‌گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
