<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات تفسیر تطبیقی</title>
    <link>https://cis.quran.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات تفسیر تطبیقی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی ساختار و عناصر رِوایی قصه آدم و شیطان در دو سوره&amp;shy; ص و طه</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_193801.html</link>
      <description>قصه‌‌های قرآن کریم ساختار هندسی عالی، هنری و منحصربه&amp;amp;shy;فردی دارد و از عناصر روایی به نحو فوق&amp;amp;shy;العاده&amp;amp;shy;ای در جهت اهداف هدایتی و تربیتی&amp;amp;shy;اش بهره برده است. قصه&amp;amp;shy;های قرآن از منظرهای مختلف اعم از ادبی، هنری، بلاغی، تاریخی و... قابل&amp;amp;shy;مطالعه و حائز اهمیت است. مقاله حاضر درصدد است با روش توصیفی- تطبیقی، به تحلیل ساختار و محتوا و عناصر روایی قصه&amp;amp;shy;ی آدم و شیطان در دو سوره ص و طه ـ که نخستین سوره مشتمل بر این قصه در ترتیب نزول هستند ـ پرداخته و ارتباط طرح این قصه در دو سوره یادشده را از منظر ادبی با غرض اصلی هر یک از این &amp;amp;shy;دو سوره واکاوی کند. از رهگذر این توصیف و مقایسه، به دست آمد که اولاً تجمیع عناصر روایی این دو قصّه، از سوره ص به طه، روایت تاریخی&amp;amp;shy; مسلسلی از داستان آدم و شیطان را گزارش می&amp;amp;shy;کند. ثانیاً در هر یک از دو قصه، علاوه بر وجود عناصر مشترک و مشابه، عناصر متمایزی منطبق با اغراض ادبی دو سوره ص و طه وجود دارد که به هر یک از دو قصه هویت مستقل داده و ازنظر هنری، قرآن را از هرگونه تکرار در قصّه مبرّا می&amp;amp;shy; دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مقایسه‌ای مبانی، منابع و گرایش تفسیری محمد حسین فضل‌الله و محمد حسین طباطبایی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_247395.html</link>
      <description>علامه طباطبایی و علامه فضل‌الله، از برجسته‌ترین مفسران معاصر شیعه، با بهره‌گیری از روش تفسیر قرآن به قرآن، تفاسیر ارزشمند &amp;amp;laquo;المیزان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;من وحی‌القرآن&amp;amp;raquo; را ارائه کرده‌اند که هر یک ویژگی‌های منحصربه‌فردی در رویکرد تفسیری دارند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به مقایسه مبانی، منابع و گرایش‌های تفسیری این دو مفسر پرداخته و درصدد تبیین اشتراکات و افتراقات آنهاست. در حوزه مبانی تفسیری، هر دو مفسر به مصونیت قرآن از تحریف، فهم‌پذیری آیات برای عموم، حجیت ظواهر قرآن و پذیرش نسخ برخی احکام قرآنی معتقدند. با این حال، در موضوع اعجاز قرآن و نقش روایات تفسیری اختلافاتی وجود دارد؛ طباطبایی اعجاز قرآن را عام و شامل جنبه‌های متعدد مانند بلاغت، اخبار غیبی و فقدان اختلاف می‌داند، در حالی که فضل‌الله اعجاز را به جنبه بیانی محدود کرده و بر بلاغت قرآن تأکید دارد. همچنین، طباطبایی از روایات تفسیری به‌عنوان مؤید و مکمل تفسیر استفاده می‌کند، اما فضل‌الله تنها روایاتی را می‌پذیرد که در خدمت فهم و استنباط آیات باشند و به نقد دقیق اسناد روایات توجه ویژه‌ای دارد. از نظر منابع تفسیری، هر دو مفسر از قرآن، سنت، عقل، منابع حدیثی و تفاسیر پیشین بهره جسته‌اند، اما طباطبایی عقل را به‌عنوان منبعی مستقل در تفسیر به کار می‌برد، در حالی که فضل‌الله عقل را ابزاری برای فهم بهتر قرآن و سنت می‌داند. در گرایش‌های تفسیری، هر دو مفسر گرایش اجتماعی و ادبی مشترکی دارند و از پرداختن به گرایش فقهی پرهیز کرده‌اند. با این حال، طباطبایی دارای گرایش فلسفی و کلامی برجسته‌ای است و مسائل کلامی را با عقلانیت فلسفی تحلیل می‌کند، در حالی که فضل‌الله فاقد گرایش فلسفی بوده و بر عقلانیت فطری و کاربردی در تحلیل کلامی تأکید دارد. این پژوهش نشان می‌دهد که تفاوت‌های تفسیری این دو مفسر، علاوه بر روش‌های عقلانی متفاوت، از دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی متمایز آنها، به‌ویژه تأثیر محیط پویای لبنان بر فضل‌الله، نشأت می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و تحلیل استنادات نادرست جان بِرتُن بر آیات قرآن در اثبات نسخ حکم و تلاوت از منظر مفسران فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_238924.html</link>
      <description>مسئله نسخ در قرآن کریم همواره یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در میان مفسران و متخصصان علوم قرآنی بوده است. در سنت غربی مطالعات اسلامی، جان برتن یکی از تأثیرگذارترین محققانی است که با رویکردی انتقادی، تلاش کرده است تا سازوکار تدوین و جمع‌آوری قرآن را زیر سؤال ببرد. این مقاله به تحلیل دیدگاه‌های برتن در خصوص نوعی از نسخ می‌پردازد که وی آن را &amp;amp;laquo;نسخ الحکم و التلاوة&amp;amp;raquo;(منسوخ شدن حکم و تلاوت به‌صورت هم‌زمان) می‌داند و آن را به‌مثابه توجیهی پسینی برای از دست رفتن برخی متون قرآنی قلمداد می‌کند. برتن استدلال می‌کند که مفهوم نسخ، به‌ویژه نسخ تلاوت، تلاشی از سوی مفسران متقدم بوده تا ابهاماتی چون &amp;amp;laquo;فراموشی پیامبر&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;خداوند باعث فراموشی برخی آیات شده&amp;amp;raquo; را توضیح دهند و برای اثبات مدعای خود به آیاتی از قرآن و تفاسیر آن‌ها اشاره می‌کند. بر اساس تحلیل برتن، این روایات درواقع نشان‌دهنده آیاتی هستند که از مجموعه نهایی قرآن کنار گذاشته‌شده یا &amp;amp;laquo;مفقود&amp;amp;raquo; گشته‌اند. برای اثبات این مدعا نیز، آیاتی مانند ابن آدم و بئر معونه را به‌عنوان نمونه بررسی کرده است. این پژوهش، ضمن شرح و بسط دقیق استدلال‌های برتن، به ارزیابی قوت و ضعف بنیادهای روایی و کلامی نظریه او می‌پردازد و چگونگی تأثیر این دیدگاه انتقادی بر مباحث معاصر علوم قرآنی را تبیین می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی سنت غلبه حق بر باطل در تفسیر المیزان و آثار تفسیری آیت‌الله خامنه‌ای</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_237724.html</link>
      <description>سنت غلبه حق بر باطل از مفاهیم بنیادین قرآن کریم است که در بسیاری از آیات به آن تصریح‌شده است. بااین‌حال، تفاوت در مبانی هستی شناختی و رویکرد تفسیری مفسران معاصر، تبیین‌های متنوعی از چیستی و سازوکار تحقق این سنت به دست داده است. این پژوهش باهدف بررسی تطبیقی دیدگاه علامه محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان و آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در تفسیر آیات مرتبط، به واکاوی اشتراکات و تفاوت‌های این دو رویکرد پرداخته است. روش تحقیق، کیفی، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای تطبیقی متون تفسیری منتخب است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر دو اندیشمند، سنت غلبه حق بر باطل را سنتی تکوینی-تشریعی، تخلف‌ناپذیر و ریشه‌دار در ساختار هستی می‌دانند. بااین‌حال، علامه طباطبایی بیشتر با رویکرد فلسفی‌ـ ‌هستی‌شناختی و آیت‌الله خامنه‌ای با رویکرد تاریخی‌ـ‌تمدنی به این سنت نگریسته‌اند. در نگاه طباطبایی، ثبات ذاتی حق و زوال باطل از اصول بنیادین برجسته است، درحالی‌که خامنه‌ای بر نقش اراده، مجاهدت، تقوا و نصرت دین توسط انسان‌ها در تحقق این سنت تأکید دارد. این پژوهش با تلفیق دو رویکرد، افق تازه‌ای برای تحلیل سنت‌های الهی در عرصه تمدن‌سازی اسلامی و فهم پویای تاریخ از منظر قرآنی می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مسئله نشوز مردان در آیه 128 سوره نساء با محوریت تطبیق دیدگاه تفسیری آیت جوادی آملی و علامه طبرسی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_232455.html</link>
      <description>بحث نشوز ازجمله مواردی است که خداوند در قرآن کریم در بحث حقوق زن و مرد به آن پرداخته است. بیشتر فقها، نشوز را عدم یا امتناع از تمکین زن می‌دانند درحالی‌که در آیه 128 سوره نسا این واژه برای مردان هم بکار رفته است. این مقاله با روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی، به بررسی مسئله نشوز مردان با محوریت تطبیق دیدگاه تفسیری آیت‌الله جوادی آملی و علامه طبرسی پرداخته است و حکم نشوز مردان، حدودوثغور آن، مصادیق و راهکارهای مقابله با آن را بررسی کرده است. نگارندگان در این مختصر، دریافتند که حکم نشوز همان‌طور که شامل زنان می‌شود، مردان را نیز اگر از وظایف واجب خود اجتناب کنند، شامل می‌شود. آیت‌الله جوادی آملی نشوز مرد را، اعراض وی از همسرش به جهت مسائل زناشویی می‌داند و علامه طبرسی نیز مردی را ناشز معرفی می‌کند که خود را از همسرش برتر بداند یا به او ظلم کند و یا حقوق واجب وی را نپردازد و یا به زن دیگری تمایل قلبی داشته باشد. هر دو مفسر بر راهکار ارائه‌شده‌ی آیه که همان گذشتن زن از برخی حقوق خود و جلب رضایت شوهر برای ادامه زندگی در قالب مصالحه است، به‌عنوان راهکاری برای حفظ زندگی مشترک تأکید می‌کنند و این مصالحه را بهتر از طلاق می‌دانند. در ادامه مقاله به این مهم اشاره‌کرده است که مصالحه یک حق اختیاری برای زن است و نه یک حکم جبری و طبق فتوای فقها، زنان برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ی مردان از این حق، می‌توانند به حاکم شرع رجوع کنند و از مردی که به او ظلم کرده و یا حقوق واجب او را نمی‌دهد شکایت کنند و حاکم شرع هم می‌تواند از اموال مرد حقوق مادی زن را پرداخت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی تطبیقی داستان حضرت ایوب (علیه السلام) در عهد قدیم و قرآن کریم (با تأکید بر روایات تفسیری فریقین)</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_232623.html</link>
      <description>از شخصیت‌هایی که قرآن کریم و کتاب مقدس (عهد قدیم) به صورت مشترک از او یاد کرده‌اند، حضرت ایوب (علیه السلام) است که در فرهنگ اسلامی، نمادی از صبر و شکیبایی است که امتحان الهی را از سر می‌گذراند و با تعابیری همچون &amp;amp;laquo;صابر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نعم العبد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;أوّاب&amp;amp;raquo; از او یاد می‌شود. روایت گری کتاب مقدس از او با قرآن کریم متفاوت است، در بخش عهد قدیمِ کتاب مقدس، وی بنده‌ای مؤمن است که مقام نبوت ندارد و به سبب تسلط شیطان بر او دچار مصیبت و بیماری می‌شود و با ناشکیبایی این دوران را می‌گذارند. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی، ضمن مطالعه تطبیقی میان قرآن و عهد قدیم در داستان حضرت ایوب (علیه‌السلام)، شکل و محتوای این داستان را در دو کتاب بررسی کرده است. سبک بیان و محتوای این دو کتاب در داستان ایوب بسیار متفاوت است. افزون بر این در تفسیر آیات مربوط به حضرت ایوب (علیه‌السلام) روایاتی واردشده که به روایت عهد قدیم به‌ویژه در بیان بیماری وی، بسیار نزدیک است، با بررسی انجام‌شده این روایات به جهت تعارض با آیات قرآن، عصمت انبیای الهی و فلسفۀ بعثت انبیاء و تعارض با دیگر روایات درباره حضرت ایوب و نیز وجود وهب بن مُنَبّه به‌عنوان یکی از راویان این روایات، به دست می‌آید که این‌گونه روایات از اسرائیلیات است و قابل‌پذیرش نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مبانی و کارکردهای جامعه‌شناختی خوانش آیات قرآن در هرمنوتیک کارن آرمسترانگ و تفسیر الهیاتی اسلامی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_239533.html</link>
      <description>قرآن کریم، افزون بر ابعاد بلاغی، تشریعی و معرفتی، دارای کارکردهای جامعه‌شناختی گسترده‌ای در سامان‌دهی حیات فردی و جمعی انسان است. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین مبانی و کارکردهای جامعه‌شناختی خوانش آیات قرآن در هرمنوتیک کارن آرمسترانگ و سنجش آن با تفسیر الهیاتی اسلامی است. چالش اصلی، تفاوت مبانی معرفت‌شناختی و روش‌شناختی دو رویکرد در تحلیل منشأ، غایت و دامنه اثرگذاری قرآن است. ضرورت این تحقیق، پاسخ‌گویی به خوانش‌های جدید غربی و بازخوانی ظرفیت اجتماعی آیات قرآن در پرتو تفسیر اسلامی است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی ـ تطبیقی و با بهره‌گیری از منابع تفسیری، هرمنوتیکی و مطالعات دین‌پژوهانه انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کارن آرمسترانگ قرآن را متنی زنده، پویا و واکنشی می‌داند که از طریق زبان، ریتم، روایت و ظرفیت عاطفی خود، در شکل‌دهی به معنا، هویت، امید، انسجام و کنش جمعی اثرگذار است. در این خوانش، آیات قرآن بیش از آنکه صرفاً گزاره‌های الهیاتی باشند، در مقام نیرویی فرهنگی و معنابخش ظاهر می‌شوند که مخاطب را در سطح فردی و اجتماعی تحت تأثیر قرار می‌دهند. در مقابل، تفسیر الهیاتی اسلامی ضمن پذیرش این کارکردها، منشأ اثرگذاری قرآن را در وحیانی‌بودن، هدایت‌گری و پیوند آن با فطرت انسانی می‌داند و از این‌رو، کارکردهای جامعه‌شناختی را صرفاً پیامدهای فرهنگی یا تاریخی تلقی نمی‌کند. مقایسه دو رویکرد نشان می‌دهد که آرمسترانگ در تبیین ساحت تجربی، عاطفی و ارتباطی آیات توفیق دارد، اما به مبانی متافیزیکی و غایت هدایتی قرآن کمتر توجه می‌کند؛ درحالی‌که تفسیر اسلامی با حفظ بعد الهی، تبیینی جامع‌تر از نسبت میان وحی، تحول فردی و سامان اجتماعی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی وحی بیانی از دیدگاه علامه طباطبایی و محمود ابوریّه</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_243479.html</link>
      <description>قرآن کریم در آیه 44 سوره نحل رسول اکرم (ص) را مبیّن وحی معرفی کرده است. براین اساس همه ابعادی وجودی آن حضرت به ویژه جنبه‌های علمی زندگانی آن حضرت موردتوجه قرارگرفته است. اندیشمندان فریقین ذیل موضوعات مرتبط با حجیت سنت نبوی (ص) و نسخ قرآن به‌وسیله سنت، به موضوع وحی غیر قرآنی یا وحی بیانی پرداخته‌اند این مسئله که آیا به‌جز قرآن، علم پیامبر اکرم (ص) از منبع وحیانی دیگری منشأ گرفته است یا نه؟ برخی آن را منبعث از اجتهاد آن حضرت دانسته و برخی منشأ علم نبوی (ص) را وحی غیر قرآنی می‌دانند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای شکل‌گرفته است. با توجه به اینکه موضوع به‌صورت تطبیقی بررسی‌شده، هدف از این مقاله بررسی وحی غیر قرآنی در منابع فریقین با تکیه‌بر دیدگاه‌های ویژۀ علامه طباطبایی و محمود ابوریه است که از آن به وحی بیانی در منابع شیعه و وحی السنه یا وحی غیرمتلوّ در منابع اهل سنت یادشده است. نتایج حاصل از این پژوهش اینکه مسلمانان منشأ علم پیامبر اکرم (ص) را وحی قرآنی و وحی غیر قرآنی می‌دانند. علامه طباطبایی منشأ تشریع پیامبر (ص) را حاصل وحی‌ای می‌داند که به‌غیراز قرآن به آن حضرت نازل‌شده است و محمود ابُوریّه با بیانی رساتر حذف وحی غیر قرآنی از مصحف در دوره خلفا را زیر سؤال برده است. بررسی دیدگاه‌های اندیشمندان فریقین روشن می‌کند که خاستگاه بحث وحی غیر قرآنی در خصوص پیامبر (ص) میان اندیشمندان فریقین مشترک است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش نفاق سیاسی در انحراف مسیر جانشینی پیامبراکرم (ص) بر اساس تفاسیر فریقین (با محوریت سوره توبه)</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_225615.html</link>
      <description>در صدر اسلام، گونه خطرناکی از نفاق سیاسی در برابر حاکمیت جامعه وجود داشت که از شهر مکه آغاز شد و هدف اصلی آن، آسیب‌رسانی به اصل اسلام و کارشکنی در جانشینی رسول خدا (ص) بود. مسئله اصلی در این پژوهش، تحلیل منابع تفسیری-تاریخی فریقین، در خصوص نقش نفاق سیاسی در خصوص جانشینی پیامبر اکرم (ص) با محوریت آیات سوره &amp;amp;laquo;توبه&amp;amp;raquo; با روش گردآوری داده‌های کتابخانه‌ای و روش پردازش توصیفی-تحلیلی است. بر اساس یافته‌های تحقیق، نفاق سیاسی در صدر اسلام، دو گونه آشکار و نهان داشت. نمونه‌های نفاق سیاسی آشکار در جانشینی پیامبر اکرم (ص) عبارت‌اند از: سرپیچی &amp;amp;laquo;عبداللّه‌بن‌أبی&amp;amp;raquo; از همراهی با لشکر اسلام در جنگ تبوک؛ بهانه‌تراشی منافقان برای نرفتن به جنگ؛ تمسخر مجاهدان جنگ تبوک از سوی منافقان؛ عیب‌جویی منافقان از پشتیبان‌های مالی سپاه اسلام و توطئه ساختن مسجد ضرار در غیاب پیامبر اکرم (ص). همچنین تخریب فضائل امام علی (ع)؛ تقویت همبستگی به‌وسیله تدوین عهدنامه، نفوذ عمیق و گسترده در جامعه و دستگاه حاکمیت، نافرمانی از پیامبر اکرم (ص) در پیوستن به سپاه اسامه و سرپیچی از دستور آن حضرت برای نوشتن وصیت، از مهم‌ترین نقش‌های نفاق سیاسی پنهان در انحراف مسیر جانشینی پیامبر اکرم (ص) است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازپژوهشی در تفسیر تطبیقی آیات اعراف با تأکید بر روش عرضه و قواعد ترجیح</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_237276.html</link>
      <description>آیات 46 تا 49 سوره اعراف ازجمله آیاتی هستند که به دلیل تنوع واژگان مشکل، ضمایر، احتمالات در متکلم و مخاطب و روایات تفسیری، مورد اهتمام مفسران فریقین قرارگرفته و تفاسیر مختلفی ارائه کرده‌اند. غالب مفسران شیعه و سنّی؛ ازجمله علامه طباطبایی، فضل‌الله، زمخشری، فخر رازی، آلوسی و ابن‌عاشور، دو عنوان &amp;amp;laquo;رجال اعراف&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اصحاب اعراف&amp;amp;raquo; را دارای یک مصداق می‌دانند گرچه در آن اختلاف دارند. در مقابل برخی همچون مکارم شیرازی از دو مصداق مختلف نام‌برده‌اند. &amp;amp;laquo;روش عرضه&amp;amp;raquo; جهت تعیین تفسیر درست و &amp;amp;laquo;قواعد ترجیح&amp;amp;raquo; جهت شناخت تفسیر متعیّن یا راجح، دو ابزار سنجش در تفسیر هستند. نوشتار پیش‌رو تلاش دارد با کاربست این دو، درستی یا نادرستی تفاسیر، تعیین و یا حداقل تقویت شود. حفظ انسجام سیاق و رعایت ظاهر آیات، عرف گفتگو و قواعد ادبی، از یکسو؛ و حفظ از ترادف، تقدیر و حذف، ابهام‌گویی، تکرار و تفسیر به رأی از سوی دیگر، ملاک‌های ارزیابی با روش عرضه و قواعد ترجیح هستند. بر اساس یافته‌های این تحقیق، مطابق تفسیر نمونه مقصود از &amp;amp;laquo;رجال اعراف&amp;amp;raquo; در آیات 46 و 47، &amp;amp;laquo;پیروان ضعیف و آلوده&amp;amp;raquo; است که بر بهشتیان درود فرستاده و از خدا خواسته‌اند با ظالمان نباشند و مقصود از &amp;amp;laquo;اصحاب اعراف&amp;amp;raquo; در آیات 48 و 49، &amp;amp;laquo;انبیا، امامان و صالحان&amp;amp;raquo; است که جمعی از دوزخیان را مورد سرزنش قرار داده و پیروان ضعیف و آلوده خود را به بهشت فرستاده‌اند. فهم بهتر و دقیق&amp;amp;lrm;تر از مسئله معاد و اتفاقات قیامت و اثبات قدرت شفاعت اولیای الهی در قیامت از نتایج دستیابی به این تفسیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ثمرات اعتصام به خداوند در پارادایم حکمرانی اسلامی در پرتو دیدگاه فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_233528.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین مفهوم کلیدی &amp;amp;laquo;اعتصام به خداوند&amp;amp;raquo; و نقش آن به‌عنوان یک راهبرد عملی در پارادایم‌های حکمرانی اسلامی انجام‌شده است. علی‌رغم تأکیدات مکرر قرآن بر این مفهوم، جایگاه آن در گفتمان‌های حکمرانی معاصر کمتر موردتوجه قرارگرفته است. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع اصیل قرآنی، تفسیری و روایی، به بررسی این مفهوم پرداخته است. نتایج نشان می‌دهد که در دیدگاه فریقین همگرایی عمیقی بر لزوم و کیفیت اعتصام وجود دارد. همچنین، عدم اهتمام به این راهبرد ناشی از عواملی چون عدم ایمان و معرفت نسبت به خداوند، سوءظن به خدا، لجاجت، افراط در حس‌گرایی و عقل‌گرایی و اعتماد به غیر است. مهم‌ترین ثمرات اعتصام در حکمرانی شمول رحمت واسعه، تحقق احسان، بهره‌مندی از معیت دائمی خداوند، مصونیت از ارتداد و انحراف و تضمین هدایت به صراط مستقیم است؛ این ثمرات، اعتصام را به یک اصل محوری در ثبات و کارآمدی نظام سیاسی اسلام تبدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سیر تاریخی مفهوم ضلال ذیل آیه 7 سوره ضحی در تفاسیر فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_201753.html</link>
      <description>یکی از مسائل تاثیر گزار در مفاهیم قرآنی گذشت زمان و دوره های مختلف تاریخی است. آیه7 سوره ضحی می‌فرماید:&amp;amp;laquo;وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدى&amp;amp;raquo; این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی سیر تاریخی مفهوم ضلال در تفاسیر فریقین از سده‌های نخستین تا قرن پانزدهم می‌پردازد و در پی پاسخ‌گویی به این مساله است که سیر تاریخی و گذشت زمان در به وجود آمدن دیدگاه‌های تفسیری این آیه چه تاثیری داشته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که سیرتاریخی مفهوم &amp;amp;laquo;ضال&amp;amp;raquo; در قرن دوم و سوم به ویژه در میان مفسران شیعه صرفا روایی و ضال به معنای &amp;amp;laquo;گم گشته&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ناشناخته&amp;amp;raquo; تفسیر شده، ولی در قرون چهارم به بعد توسعه معنایی یافته و بر پایه‌ی تفسیر اجتهادی رویکردهای کلامی، عقلی و عرفانی در بین مفسران شیعه و اهل سنت پدید آمده است. از قرن پنجم و ششم به بعد در تفسیر آیه رویکرد قرآنی نیز ظهور پیدا کرده و ضال به عدم علم به معالم نبوت و اخبار گذشتگان تفسیر شده است. در قرون اخیر نیز مفسران در تفسیر واژه ضال، عمدتا با رویکردی روایی، لغوی، عقلی و قرآنی در پی فهم مدلول آیه بوده‌ و به نقل مطالب گذشته تنها اکتفا نکرده و با طرح همه جانبه بحث ضلالت ذیل آیه، با رویکردی استدلالی و انتقادی دیدگاه‌های مختلف ذیل آیه را مورد مداقه قرار داده‌ و به شبهات مطرح پاسخ داده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پژوهش تطبیقی در تفسیر آیه «و وضعنا عنک وزرک» از دیدگاه فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_211036.html</link>
      <description>اراده معنای ظاهری و ارتکازی الفاظ و صرف اهتمام به استعمال معروف آنها از جمله آسیب‌ها و چالش‌های مهم کشف معنای عبارات در آیات قرآن کریم به شمار می‌آید. گاهی این مسئله منجر به برداشت‌های ناصواب در برخی آیات قرآن کریم شده و شبهات زیادی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. آیه &amp;amp;laquo;و وضعنا عنک وزرک&amp;amp;raquo;در سوره شرح از این موارد به شمار می‌آید. از یک طرف معنای آیه و از طرف دیگر متعلق آن که در ابهام است؛ آیه را تفسیر پذیر نموده است که در دیدگاه مفسران فریقین دیدگاه متفاوت و گاهی متعارض ارائه شده است. این پژوهش با روش تحلیلی و از رهگذر تطبیق دیدگاهها با بهره گیری از روش صحیح معنای واژه و با توجه به قراین کلامی از جمله : فضای نزول و هدف و غرض و سیاق سوره شرح و روایات معصومین علیهم السلام به این نتیجه رسیده است که مراد از &amp;amp;laquo;وزر&amp;amp;raquo; نه به معنای گناه و خطا بلکه به معنای بار سنگین مسئولیت رسالت و نبوت و دعوت مردم به آن و مواجهه با منکران معاند و مخالفان است که خداوند با انتصاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام به عنوان جانشین و یاور پیامبر اکرم ص ، پشتوانه آن حضرت را محکم نموده و بار سنگین رسالت و نبوت را سبک نموده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی اصول کرامت انسانی در اندیشه تفسیری سیدقطب و سیدعبدالحسین طیب</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_222340.html</link>
      <description>بحث کرامت انسان در قرآن کریم، از موضوعات پیچیده، بنیادین و کلیدی در مطالعات قرآنی است که می‌تواند در حوزه علوم انسانی به بسیاری از سؤالات پاسخ دهد و ابهامات موجود در این زمینه را روشن سازد. بیان مفهوم کرامت انسان در ساختار معنایی قرآن، می‌تواند تصویری جذاب و انسانی از جایگاه انسان در جامعه بشری ارائه دهد و بسیاری از تحریفات و افترائاتی که دشمنان در خصوص کرامت انسان به اسلام و قرآن نسبت داده‌اند را با روشنایی آموزه‌های قرآنی برطرف کند. با تحلیل آیات قرآن و بررسی دیدگاه‌های دو مفسر برجسته معاصر، طیب و سید قطب، در خصوص اصول کرامت انسانی، به هشت اصل بنیادی می‌رسیم که عبارتند از: 1- اصل تفکر و تعقل، 2- اصل تدریج و پیوستگی، 3- اصل برابری، 4- اصل آزادی انتخاب، 5- اصل تعادل و تناسب، 6- اصل هدفمندی، 7- اصل فطرت‌گرایی، و 8- اصل فعالیت و پویایی. سید قطب، به عنوان یک روشنفکر برجسته مصری، قرآن را کتابی برای «حرکت و تحرک» می‌داند و بر وجود اندیشه‌های ارزنده در آن تأکید می‌کند. در مقابل، طیب رویکردی اجتماعی دارد و در تفسیر آیات قرآن به دیدگاه‌های اهل بیت(ع) توجه ویژه‌ای می‌کند و از روایات به مقدار بیشتری نسبت به سید قطب بهره می‌برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بینامتنیت در داستان حضرت ابراهیم و لوط(ع) در قرآن و عهد عتیق براساس الگوی سیمپسون</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_230919.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تطبیقی نقش بینامتنیت در داستان حضرت ابراهیم و لوط(ع) در قرآن کریم و عهد عتیق می‌پردازد. مسئله اصلی مطالعه این است که با وجود اشتراکات روایی و موضوعی، رویکرد دو متن به بینامتنیت چگونه متفاوت است و این تفاوت‌ها چه تأثیری بر اهداف الهیاتی و ساختاری هر متن دارد. اهمیت تحقیق در آشکار کردن پیوندهای سبکی و معنایی متون دینی و فراهم آوردن زمینه‌ای نو برای گفت‌وگوی میان ادیان و فهم بازآفرینی متون مقدس است. روش پژوهش کیفی و توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر چارچوب نظری بینامتنیت (ژولیا کریستوا و ژرار ژنت) است. داده‌ها از تحلیل آیات قرآن به ترتیب نزول و فصول مرتبط در سفر پیدایش گردآوری و تفسیر شده‌اند. یافته‌ها بیانگر بهره‌گیری هر دو متن از بینامتنیت داخلی و خارجی برای انسجام روایی است؛ قرآن با پراکندگی روایی و تأکید بر ایمان، اطاعت و عذاب الهی، و عهد عتیق با ساختار تاریخی و تمرکز بر نسب‌شناسی و پیمان‌های الهی. قرآن برخی روایت‌ها، مانند قربانی ابراهیم(ع) و پیامبری لوط، را بازآفرینی یا اصلاح کرده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قرآن با رویکرد جهانی و هدایت اخلاقی، و عهد عتیق با تمرکز بر تثبیت هویت قومی، از بینامتنیت برای انسجام و انتقال پیام بهره می‌گیرند. نوآوری تحقیق در تحلیل داستان بر اساس ترتیب نزول و توجه ویژه به ابعاد سبکی و موسیقیایی بینامتنیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی نزول سکینه در دو آیه 26 و 40 سوره توبه از منظر علامه طباطبایی و رشید رضا همراه با نقد و ترجیح</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_233799.html</link>
      <description>سوره توبه که از آن با نام برائت هم یاد می‌شود نهمین سوره قرآن کریم است، این سوره مشتمل بر موضوعات مختلفی از جمله نزول سکینه بر پیامبر(ص) و مومنین است. از میان تفاسیر معاصر، تفسیر المیزان (با رویکرد شیعی) و تفسیر المنار (با گرایش سلفی) با ادعای پیروی از روش تفسیر قرآن به قرآن و عدم تأثیرپذیری از پیش‌فرض‌های مذهبی، مورد استناد و توجه ویژه مفسران پس از خود قرار گرفته‌اند. از آنجا که ادعای هر دو مفسر این است که روش قرآن به قرآن را پیش گرفته‌اند اختلافات موجود در میان آن‌ها در موضوعات متعدد از جمله نزول سکینه در آیات سوره توبه جای بحث و بررسی دقیق دارد. این مقاله به روش تحلیلی-توصیفی به بررسی دو آیه در تفسیر المیزان و المنار پرداخته است، رشیدرضا معتقد به نزول سکینه در آیه 26 بر همه مسلمانان است، چه آن‌ها که از صحنه جنگ فرار کردند و چه کسانی که باقی‌ماندند، علامه طباطبائی معتقدند نزول سکینه فقط بر پیامبر و مسلمانانی اتفاق افتاد که در صحنه نبرد ایستادگی کردند. در آیه 40 اکثر مفسرین بر اساس مباحث ادبیات عرب معتقدند نزول سکینه در غار بر پیامبر اتفاق افتاد، اما رشید رضا در المنار نزول سکینه را بر ابوبکر می‌داند، با توجه به قرائن موجود در آیات و روایات متواتر نظر علامه صحیح می‌باشد، بنابراین یافته‌ها نشان می‌دهد المنار، با وجود ادعای تفسیر بی‌طرفانه، در مواجهه با این آیات، تحت تأثیر مبانی کلامی خود برخلاف روش‌ه</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نحله‌های تفسیری و مناقشه فریقین پیرامون افضلیت امیرالمؤمنین (ع) با استناد به آیه &amp;quot;سقایه الحاج&amp;quot;</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_235744.html</link>
      <description>امیر‌المومنین علی (علیه‌السلام) به عنوان خلیفه بلافصل مسلمین بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) دارای فضایل و ویژگی‌هایی است که در آیات و روایات و نقل‌های تاریخی به آن اشاره شده است. امروز انسان‌های تشنه عدالت و معنویت بیش از هر روز دیگر به الگو قرار دادن شخصیت حضرت علی (علیه السلام) نیازمند هستند و این امر بستگی به شناخت و آگاهی همه جانبه افکار، اندیشه‌ها و منش آن حضرت دارد.فریقین در منابع روایی و تفسیری خود به این فضایل و ویژگی‌ها اشاره نموده‌اند. یکی از این فضایل در آیه معروف به آیه «سقایه الحاج» مطرح شده است. مقاله  حاضر با روش توصیفی و تحلیلی به موضوع دیدگاه مفسرین فریقین  در ذیل ایه فوق پرداخته است وبه این سوال که چگونه آیه&amp;amp;quot;سقایه الحاج&amp;amp;quot;بر فضیلت حضرت علی (علیه السلام)دلالت خواهد داشت؟ پاسخ خواهد داد که بعد از بررسی تفاسیر مختلف از فریقین  به این نتیجه دست یافت که، فضایل امیر‌المومنین علی (علیه‌السلام) از موضوعاتی است که نمی‌توان به راحتی نادیده گرفته شود . تمام علمای شیعه و اکثر علمای اهل سنت با استناد  به روایات  وارده در منابع معتبر خودشان شان نزول  آیه شریفه را امیر‌المومنین علی (علیه‌السلام) دانسته‌اند.  ولی متاسفانه گروه اندکی از مفسران اهل سنت مخالفت نموده‌اند و شأن نزول آیه  شریفه را ناظر بر شخصیت  امیرالمومنین علی علیه السلام نمی دانند این مخالفت  یا مغرضانه و از روی تعصبات اعتقادی است و یا اینکه به روایات ضعیف و مجعول تمسک جسته اند که در این مقاله به این دلایل پاسخ کامل داده شده.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تاریخی مفهوم واژه &amp;laquo;نُحاس&amp;raquo; در آیه &amp;laquo;یُرْسَلُ عَلَیْکُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِران&amp;raquo; برپایه تفاسیر فریقین و ترجمه‌های فارسی و انگلیسی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_239391.html</link>
      <description>فهم مراد واژه &amp;amp;laquo;نحاس&amp;amp;raquo; در آیه35 سوره الرحمن مساله‌ای است، که می‌تواند به درک صحیح این آیه در منظومه آیات سوره یادشده منتهی‌گردد. مفسران درخصوص معنای این واژه، اختلاف‌نموده و درمجموع، هفت‌معنا را ارائه‌داده‌اند؛ که عبارت‌اند از: دود، مس مذاب(=فلز گداخته)، مُهل، دردی الزیت(=تفاله روغن)، چیزی که دارای باد شدید است، آتشی که دارای باد شدید است، بوى به‌غایت کریه. ازسوی دیگر، در ترجمه‌های فارسی و انگلیسی نیز معنای واحدی از واژه &amp;amp;laquo;نحاس&amp;amp;raquo; در آیه یادشده، ارائه نشده‌است؛ هرچند، دامنه اختلاف نظر مترجمان در ارائه ترجمه این واژه، به وسعت و گوناگونی آرای مفسران نیست. بدین‌قرار و ازپیِ کاوش معنای این واژه در ادبیات جاهلی و مخضرمین، روشن می‌گردد، که در گستره &amp;amp;laquo;ادبیات جاهلی&amp;amp;raquo;، واژه مورد بحث، تنها به‌معنای &amp;amp;laquo;مس&amp;amp;raquo; و در اشعار &amp;amp;laquo;مخضرمین&amp;amp;raquo;، به دومعنای &amp;amp;laquo;ذات و طبیعت و سرشت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فلز مس&amp;amp;raquo; استعمال شده‌است؛ رفته‌رفته، تنوع و تعدد معنایی در کتاب‌های لغت، به پنج‌فقره &amp;amp;laquo;دود و آتش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مس(=فلز)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مقدار معین باقی‌مانده از چیزی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;طبیعت و سرشت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مقدار اولیه هر شیء&amp;amp;raquo; رسیده، که ظاهرا همین امر، اختلاف دیدگاه مفسران و مترجمان را ناشی شده‌است. پژوهش حاضر، با کاربست روش کتابخانه‌ای و رویکرد توصیفی-تحلیلی، ازبستر توجه به سیاق آیات و نیز بهره‌گیری از روایات معصومان(ع)، سرانجام معنای مس مذاب(=فلز گداخته) را به‌عنوان معنای مرجح برای واژه &amp;amp;laquo;نحاس&amp;amp;raquo; پیشنهاد می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظریة تبدیل‌ناپذیری کلمات قرآن</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_240768.html</link>
      <description>گاهی رویکرد اهل لغت و مفسران در تعامل با قرآن به گونه‌ای بوده که گویی قرآن «قول بشر» است. آنان در معنایابی مفردات و جمله‌های قرآن کریم آن را با کاربردهای بشری کلمات و جمله‌ها مقایسه می‌کنند. این رویکرد می‌تواند سبب نادیده‌انگاشتن الهی بودن گزینش موادّ، هیأت‌ها و ساخت جمله‌ها در قرآن شود. نظریة تبدیل‌ناپذیری کلمات گزینش موادّ، هیأت‌ها و ساخت جمله‌ها در کاربردهای الهی را برآمده از علم و حکمت مطلق الهی و خطاناپذیر می‌داند. در مقابل گزینش موادّ و هیأت‌ها و ساخت جمله‌ها در کاربردهای بشری همواره خطاپذیر است. در این نسخه از ارائة نظریه اولویت و تمرکز بر داده‌های علوم انسانیست. فرضیة نظریه به این قرار است: موادّ، هیأت‌ها و ساخت‌های جمله‌ها در قرآن تبدیل‌ناپذیرند. بنابراین معنایابی کلمات قرآن از طریق تبدیل آن‌ها به موادّ، هیأت‌ها و ساخت‌های جمله‌های دیگر مانع دست‌یابی به معنا و مراد صحیح و دقیق الهی است. روش صورت‌بندی نظریه در مبنای اساسی آن قیاسی و برهانی و در استناد به آیات قرآن کریم بر دلالت‌پژوهی در داده‌های قرآن کریم استوار است که اجتهاد نامیده می‌شود. رویکرد مقاله در نقل معنایابی‌های رقیب انتقادی است. نوآوری مقاله صورت‌بندی نظریه‌ای معناشناختی و تأسیس شماری قواعد معناشناختی برای فهم صحیح و دقیق‌تر قرآن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تفسیر تقابل‌های مفهومی «ترَف»، «رَغَد»، «سَعَه» و «یُسْر» در قرآن کریم با تأکید بر دلالت‌های تفریقی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_241771.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی تطبیقی و معناشناختی مفاهیم «ترَف»، «رَغَد» «سَعَه» و«یُسْر» در قرآن کریم و تبیین قلمرو معنایی متمایز هر یک، به روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع لغوی و داده‌های تفسیری انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد این واژگان با وجود اشتراک در حوزۀ معنایی «برخورداری»، فاقد ترادف کامل بوده و هرکدام بار معنایی خاصی را حمل می‌کنند: «رَغَد» به فراوانی و گوارایی نعمت‌های مادی، بدون بار ارزشی ذاتی اشاره دارد؛ «ترَف» با بار معنایی منفی، بر افراط در بهره‌مندی از نعمت و طغیان و غفلت دلالت می‌کند. «یُسْر» به معنای آسانی وآسایش است و«سَعَه» به عنوان عام‌ترین مفهوم، بر گشایش و فراخی در هر دو عرصۀ مادی و معنوی اطلاق می‌شود. در نتیجه‌گیری نهایی مشخص می‌شود که قرآن کریم با این تمایزگذاری دقیق، هم بر مشروعیت برخورداری از نعمت («رَغَد») تأکید کرده و هم با هشدار نسبت به خروج آن از مسیر اعتدال و تبدیل به «ترَف»، نظام اخلاقی جامعی را برای مدیریت نعمت‌ها ارائه می‌دهد،«یُسْر» به معنای آسانی وآسایش در رسیدن به نعمت، و در نهایت «سَعَه» به عنوان غایت مطلوب، گشایش در تمامی عرصه‌های زندگی را در بر می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی وجوه اعجاز قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی و رشید رضا</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_243185.html</link>
      <description>شناخت دیدگاه مفسران درباره اعجاز قرآن و ابعاد آن، در فهم آرای تفسیری ایشان، نقش مهمی دارد. مسأله اصلی این تحقیق فهم دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و رشید رضا در تفسیر المنار درباره وجوه اعجاز قرآن کریم و اشتراکات و افتراقات نظری این دو مفسر در مورد تعریف معجزه و جنبه‌های مختلف اعجاز است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هر دو مفسر، اعجاز قرآن را امری درونی و به دلیل منشأ وحیانی و الفاظ و معانی خود قرآن می‌دانند. هر دو به اعجاز لفظ و معنای قرآن معتقدند و وجوه اعجاز را در اعجاز بیانی، محتوایی (معارف و اعجاز علمی)، عدم تناقض آیات، هماهنگی با عقل و اخبار غیبی می‌دانند. امی بودن پیامبر نیز از دیدگاه هر دو به عنوان یکی از وجوه اعجاز مطرح شده است، البته تبیین این وجه از دیدگاه آن‌ها متفاوت است؛ المنار امی بودن پیامبر را مستقل ذکر نمی‌کند، بلکه آن را تکمیل کنندۀ دیگر وجوه اعجاز می‌داند. در مقابل، المیزان تحدی به فرد امی را یک وجه مستقل اعجاز می‌داند. هر دو مفسر هماهنگی با علم تجربی قطعی را از وجوه اعجاز می‌شمارند؛ رشید رضا گاهی به دلیل علم‌زدگی، تحلیل‌های مادی از معجزات انبیا ارائه می‌دهد، در حالی که علامه طباطبایی برای موارد عدم سازگاری تفسیر آیه با علم روز، ملاک‌هایی مثل تحمیل نظریات علمی بر قرآن به ‌جای فهم خود قرآن مطرح می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بایسته های امربه معروف و نهی ازمنکر از منظر قرآن ،روایات و روانشناسی اجتماعی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_243187.html</link>
      <description>با گسترش نگرش‌های مادی‌گرایانه و لذت‌محور در جوامع امروزی، بسیاری از ارزش‌های اخلاقی، از جمله فریضه امربه‌معروف و نهی از منکر، با چالش‌های جدی مواجه شده‌اند. ارائه این فریضه الهی در قالب یک ارتباط اقناعی و متکی بر اصول علمی می‌تواند نقش مؤثری در پذیرش و اثربخشی آن ایفا کند. پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی و با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوا، به بررسی بایسته‌های امربه‌معروف و نهی از منکر از منظر قرآن کریم و روان‌شناسی اجتماعی پرداخته و راهکارهای عملی برای اجرای موفق آن ارائه می‌دهد.
داده‌های این تحقیق از طریق مطالعات کتابخانه‌ای گردآوری شده و شامل منابع دینی همچون قرآن، روایات و تفاسیر، و نیز منابع علمی در حوزه روان‌شناسی اجتماعی است.
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مفاهیمی مانند «متقاعدسازی»، «کنترل اجتماعی» و « نفوذ اجتماعی» در روان‌شناسی اجتماعی، با اهداف و روش‌های امربه‌معروف و نهی از منکر هم‌راستاست. از سوی دیگر، کسب مهارت‌های نفوذ اجتماعی،  توجه به عوامل مؤثر در همرنگی اجتماعی، توجه به پدیده گروه زدگی، کاربست مؤثر اصول اقناع در ارتباط با مخاطب و بهره گیری از فرایند‌هایی مانند جریان‌سازی  و کار گروهی و تشکیلاتی، ازجمله بایسته‌های اجرای موفق این فریضه است. 
 تقویت مهارت‌های ارتباطی، شناخت بهتر مخاطب و توسعه فعالیت‌های گروه‌محور، از جمله راهبردهای کلیدی برای بهبود فرایند متقاعد سازی  می باشد.
واژگان کلیدی: قرآن کریم، امربه‌معروف، نهی از منکر، متقاعدسازی، نفوذ اجتماعی و روانشناسی اجتماعی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین و تحلیل تفسیر سورۀ «هل أتی» از نگاه ملاغلامرضا آرانی و مقایسه آن با تفاسیر فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_245071.html</link>
      <description>از مباحث مطرح در تفسیر قرآن، تطبیق و تعیین مصداق برخی آیات در شأن اهل‌بیت‌پیامبر(ص) بوده که گاه از کلام پیامبر‌(ص) و امامان(ع) و گاهی از سوی مفسران عنوان شده است. سورۀ هل‌أتی از سوره‌هایی است که درباره تعیین مصداق عینی آن در اثبات شأن اهل‌بیت(ع) از عصر نزول تاکنون، همواره محل بحث صاحب‌نظران بوده است. 
ملاغلامرضاکاشانی‌آرانی‌(م.1265ق) از شاگردان صاحب‌ریاض، دارای آثاری از جمله «رساله هلالیه» بوده که در آن به شرح و تفسیر سوره هل‌أتی اهتمام داشته و ضمن تفسیر لغوی و استشهاد به آیات مشابه و بحث‌های روایی، به اثبات مصداق عینی این سوره و انتساب آن به اهل‌بیت‌(ع) پرداخته است.
این مقاله با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و روش تحلیل محتوا، با ارایه دیدگاه ملاغلامرضا و مراجعه به نظرات سایرین، از رهگذر نقد و تحلیل موضوع، با ارزیابی نگاه مولف رساله هلالیه نتیجه گرفته که ادعای وی مبنی بر تعیین مصداق عینی و انطباق قطعی سورۀ هل‌أتی بر اهل‌بیت‌پیامبر(ص)، فراتر از نظر شخصی، از دلایل نقلی و مستندات درون‌متنی و برون‌متنی تفاسیر فریقین برخوردار بوده و در میان تفسیرهای سورۀ هل‌أتی، معتبر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تطبیقی نقش علوم بلاغی در فهم آیات قرآن با تاکید بر دو تفسیر روح المعانی و تسنیم»</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_245151.html</link>
      <description>علوم ادبی، به‌ویژه علوم بلاغی، ابزارهای اساسی و معرفت‌شناختی در تفسیر قرآن‌ کریم هستند. تفاوت در مبانی کلامی و نحوه بهره‌گیری از این علوم، می‌تواند به برداشت‌های متفاوت یا حتی متعارض بینجامد. تسلط روشمند بر علوم ادبی، زمینه‌ساز فهم عمیق‌تر، منسجم‌تر و دقیق‌تر از آیات قرآن   است. 
پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی، دیدگاه‌های جوادی آملی و آلوسی را در حوزه علم معانی و بیان بررسی و دریافته است که جوادی آملی با اتخاذ رویکردی « صدرایی» و با تکیه بر اصول هرمنوتیک متعالیه بلاغت را در پیوند با «غرض کلی سوره» (سیاق) تحلیل می‌کند، افزون بر بهره‌گیری از قرآن ناطق، از قرائن بیرونی (تاریخ)، عقل، علوم ادبی، مبانی کلامی شیعه و حجیت خبر واحد ثقه بهره جستند. آلوسی با نگاه «متن ‌محورِ سنتی» با تأکید بر مبانی کلامی اشعری در تفسیرهای بلاغی خود در پی تقویت قرائتی جبری است؛ امری که در مواردی موجب تعارض با مبانی تفسیری جوادی آملی شده است. بررسی تناسب آیات در تسنیم نشان می‌دهد که پیوستگی یا گسست ظاهری جملات، تأثیر مستقیمی بر تولید معنا دارد. جوادی آملی «مجاز در لغت» را نفی نمی‌کند، امّا «مجاز در انتسابِ فعل به فاعل الهی» را نمی پذیرد. عدم تسلط بر علوم بلاغی می‌تواند به پیامدهای کلامی نادرستی همچون تجسیم، جبرگرایی و یا خدشه در عصمت انبیاء منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی دیدگاه آیت الله جوادی آملی و ریچارد بل درباره انسجام آیات قرآن</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_246832.html</link>
      <description>مسئله انسجام درونی آیات قرآن از جمله مباحث مناقشه‌برانگیز در مطالعات قرآنی است که به‌ویژه در آثار ریچارد بل، با تأکید بر نزول تدریجی قرآن، اختلاف قرائات و شیوه تدوین مصحف، به نفی انسجام ساختاری و محتوایی قرآن انجامیده است. مقاله حاضر با رویکردی تطبیقی، به بررسی و نقد دیدگاه ریچارد بل درباره عدم انسجام آیات قرآن در مقایسه با دیدگاه تفسیری آیت‌الله جوادی آملی می‌پردازد. روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی است و داده‌ها بر اساس تحلیل آرای بل و تبیین مبانی تفسیری آیت‌الله جوادی آملی، به‌ویژه با اتکا به تفسیر تسنیم، سامان یافته‌اند. پرسش اصلی پژوهش آن است که بر پایه دیدگاه تفسیری آیت‌الله جوادی آملی، چه نقدهای روشی و محتوایی بر نظریه ریچارد بل درباره گسستگی آیات قرآن وارد است و انسجام قرآن چگونه قابل تبیین است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که جوادی آملی با تفکیک سطوح انسجام لفظی، معنایی و ساختاری، قرآن را متنی یکپارچه، هدفمند و دارای نظم درونی می‌داند که در آن پیوندهای زبانی، تناسب‌های مفهومی، سیاق آیات و وحدت غرض سوره‌ها، نقش بنیادین در ایجاد انسجام ایفا می‌کنند. از این منظر، نزول تدریجی قرآن نه‌تنها با انسجام آن ناسازگار نیست، بلکه خود جلوه‌ای از اعجاز الهی به شمار می‌رود. نتیجه تطبیقی پژوهش حاکی از آن است که نظریه گسستگی قرآن در اندیشه بل، بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل دقیق متنی باشد، ناشی از غفلت از سنت تفسیری اسلامی و مبانی زبان‌شناختی قرآن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسۀ تحلیلی آراء تفسیری دربارۀ «ایجاد نسیان در رسول‌الله (ص) توسط شیطان» در آیۀ 68 سورۀ انعام</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_248276.html</link>
      <description>یکی از مباحث بحث‌برانگیز در میان مفسران فریقین، «قلمرو نسیان رسول‌الله (ص)» و «اسناد آن به شیطان» در آیه «وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمین» (انعام: ۶۸) است. نوشتار حاضر با روش توصیفی - تحلیلی درصدد گردآوری، طبقه‌بندی و تحلیل تطبیقی آراء تفسیر دربارۀ این دو مسئله است. بر اساس بررسی‌‌های انجام‌شده، مفسران در تفسیر آیۀ مذکور برای قلمرو نسیان، سه دیدگاه «جواز نسیان در امور غیر تبلیغی رسول الله (ص)»، «جواز نسیان در افعال ابلاغ شده در سابق» و «تنزیه رسول الله (ص) از نسیان به طور مطلق» و برای اسناد آن به شیطان، دو دیدگاه «ایجاد زمینه فراموشی برای رسول‌الله (ص)» و «خطاب به پیامبر (ص) مراد امت» را مطرح کرده‌اند. بر اساس استدلال‌ها و شواهد قرآنی و عقلی، دو نظریۀ نخست برای قلمرو نسیانِ رسول‌الله (ص) و دیدگاه «ایجاد زمینه فراموشی برای رسول‌الله (ص)» در چگونگی اسناد آن به شیطان نادرست است. در مقابل، با توجه به سیاق و فضای نزول آیه، آیات هم‌سیاق و استدلال‌های عقلی، می‌توان گفت که رسول‌الله (ص) در همه حوزه‌ها معصوم‌‌اند و لذا گرچه خطاب در این آیه به رسول‌الله (ص) است؛ لکن مراد اصلی آن، عموم مردم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی رؤیای رسولانه با تکیه بر تحلیل زبان شناختی قرآن</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_248298.html</link>
      <description>در سال‌های اخبر، نظریه‌های نوینی در مورد ماهیت وحی و تجربه نبوی مطرح شده که واکنش‌های گسترده‌ای را در حوزه اندیشه دینی برانگیخته‌اند. یکی از این نظریه‌ها، نگاه تازه‌ای به زبان قرآن دارد که زمینه ساز تأملات زبان شناختی و تفسیری متعددی شده است. نظریه «رؤیای رسولانه» عبدالکریم سروش، با تلقی وحی به‌مثابه رؤیاهای پیامبر، چالش‌های ژرفی برای زبان، ساختار، و اعتبار متن قرآن پدید می‌آورد. نظریه رؤیای رسولانه با تأکید بر ساختار رؤیاگونه وحی، چالشی بنیادین در باب زبان قرآن پدید آورده است. این مقاله با طرح این مسئله که آیا زبان قرآن با زبان رؤیا قابل تطبیق است، به بررسی ویژگی‌های زبان قرآن از منظر خود قرآن (مانند وصف «بیان»، «عربی مبین» و «قول فصل») و تبیین مفسران برجسته می‌پردازد. همچنین با رویکرد تطبیقی، تمایزهای ساختاری، معنایی و روایی زبان وحی با زبان رؤیا مورد تحلیل قرار گرفته است. ضرورت پژوهش در پاسخ به پیامدهای معرفتی، تفسیری و اعتقادی نظریه سروش نهفته است که زبان قرآن را ذهنی، نسبی و خواب‌گونه تلقی می‌کند. روش تحقیق، توصیفی‌ـ‌تحلیلی با استفاده از داده‌های قرآنی، تفسیری و زبان‌شناختی است. یافته‌ها نشان می‌دهد زبان قرآن، برخلاف زبان رؤیا، واجد انسجام نحوی، کنش‌گری گفتمانی، و هدفمندی هدایتی است و نقدهای مطرح شده نیز بر غیراصولی بودن مبانی نظریه رؤیاهای رسولانه، تأویلی‌بودن شواهد و ناسازگاری با عقل و نقل تأکید دارند. شواهدی نظیر بیان شأن نزول آیات و نزول قرآن به دلیل پرسش‌ها یا حوادث مختلف زمان پیامبر (ص)، تصریح قرآن و روایات بر وحی بودن قرآن و... دال بر ابطال نظریه رؤیای رسولانه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی آرای فخر رازی و علامه طباطبایی پیرامون مفاهیم گناهان کبیره و صغیره و تکفیر سیئات براساس آیه 31 سوره نساء</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_248300.html</link>
      <description>آیاتی از قرآن کریم به‌صورت صریح یا ضمنی بر تقسیم گناهان به دو دسته &amp;amp;laquo;کبائر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;صغائر&amp;amp;raquo; دلالت دارند. از جمله این آیات آیه ۳۱ سوره نساء است که افزون بر این دو مفهوم، در آن اصطلاح &amp;amp;laquo;تکفیر سیئات&amp;amp;raquo; نیز مطرح شده است که ارتباطی وثیق و درهم‌تنیده با مسئله تقسیم گناهان دارد. این مفاهیم از آغاز شکل‌گیری تفسیر قرآن کریم همواره مورد توجه مفسران بوده و دیدگاه‌های متعددی درباره حدود و ماهیت آن‌ها ارائه شده است. این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکردی تطبیقی، به بررسی و تحلیل دیدگاه‌های فخر رازی به‌عنوان نماینده شاخص مکتب اشعری و علامه طباطبایی به‌عنوان مفسر برجسته امامیه در دوران معاصر، در باب مفاهیم &amp;amp;laquo;کبائر&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صغائر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تکفیر سیئات&amp;amp;raquo; می‌پردازد و می‌کوشد با مقایسه نظام‌مند آرای آنان، وجوه اشتراک و افتراق و نیز زمینه‌ها و علل شکل‌گیری این تفاوت‌ها را تبیین کند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هرچند میان فخررازی و علامه طباطبایی در تقسیم‌بندی گناهان به کبیره و صغیره و پذیرش یا رد برخی اقوال مربوط به مفاهیم آیه، و نیز در بهره‌گیری از برخی استدلال‌های مشابه، نقاط اشتراکی وجود دارد، اما هر یک در نهایت به فهم و تبیین مستقل و متفاوتی از مفاهیم آیه دست یافته‌اند. افزون بر این، در محورهایی همچون تعیین یا عدم تعیین کبائر از سوی خداوند، شیوه مواجهه با آرای دیگران به‌ویژه معتزله و نیز در روش تفسیری اتخاذشده در تحلیل آیه، تفاوت‌های آشکاری میان دیدگاه‌های ایشان مشاهده می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کارکرد تغییر ضمیر در آیات 79-81 سوره مبارکه کهف با تکیه بر نظریه فضاهای ذهنی و مقایسه آن با دیدگاه فلسفی و عرفانی</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_248301.html</link>
      <description>نظریهٔ فضاهای ذهنی که از دستاوردهای اصلی زبان‌شناسی شناختی است، امکان تحلیل تازه‌ای از ساخت معنا در متون دینی را فراهم کرده است. این پژوهش با تکیه بر مبانی نظریه فوکونیه (1994) و ترنر (2002)، آیات ۷۹ تا ۸۱ سورهٔ کهف را به‌ روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار داده تا کارکرد تغییر ضمیر در افعال «أردتُ»، «أردنا» و «أراد ربّک» در این سه آیه مربوط به جریان موسی(ع) و خضر را با مقایسه با دیدگاه فلسفی و عرفانی مورد بررسی قرار  دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد تغییر ضمیر در این سه آیه، نه‌تنها ابزار تحلیل بلاغی، بلکه مدلی برای تبیین ساخت شناختی توحید در زبان قرآن بوده و بیانگر جابه‌جایی میان فضاهای ذهنی انسانی، ادغامی و الهی و راهبردی شناختی برای انتقال معنا از سطح گزاره‌ای به سطح ادراکی است. در این فرایند، زبان قرآن از سطح گزاره‌ای به سطح ادراکی حرکت می‌کند و مخاطب را از درک ظاهری فعل به شهود یگانگی اراده الهی می‌برد. در نتیجه قرآن نه فقط دربارهٔ خدا سخن می‌گوید، بلکه ذهن انسان را برای تجربهٔ الهی تنظیم می‌کند. نتایج این تحلیل با مبانی عرفانی هماهنگی بیشتری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جابجایی روایی و تبیین قرآنی فدک: نقد تطبیق آیات مکی «آتِ ذَا الْقُرْبَىٰ حَقَّهُ» و اثبات دلالت انحصاری آیات ۶-۷ حشر</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_250311.html</link>
      <description>فدک، تنها فیء بدون قتال در سیره نبوی، از مسائل محوری کلامی–فقهی صدر اسلام است. هدف این پژوهش، ارائه تطبیق دقیق و قطعی آیات دارای عبارت «ذَا الْقُرْبَىٰ» با این واقعه و رفع تعارضات تاریخی–تفسیری هزارساله است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی با رویکرد تاریخی، سیاقی، سندی و بلاغی است. برای نخستین بار «الگوی روش‌شناختی چهارگانه تطبیق آیات هم‌لفظ» (لفظی، سیاقی، تاریخی، سندی-روایی) طراحی و اجرا گردید. فرضیه اصلی پژوهش این است که تطبیق آیات مکی با فدک ناشی از پدیده‌ای تاریخی است که این پژوهش آن را با اصطلاح تازه «جابجایی روایی» نام می‌نهد؛ این پدیده در قرون چهارم و پنجم هجری به‌دلایل سیاسی–تفسیری شکل گرفته و تنها آیهٔ ۷ حشر دارای دلالت انحصاری بر مالکیت حضرت فاطمه زهرا(س) است. یافته‌های اصلی پژوهش عبارتند از: 1. تنها آیه ۷ سوره حشر هر چهار شرط را به‌طور کامل داراست و تطبیق آن با اعطای فدک به حضرت فاطمه زهرا(س) قطعی است؛ 2. تطبیق آیات مکی (اسراء/۲۶ و روم/۳۸) با فدک، ناشی از همین جابجایی روایی است؛ 3. آیه ۷ حشر دارای دلالت التزامی مستقیم بوده و پیامبر(ص) را شخصاً ملزم به اختصاص سهم ذوی‌القربی از فیء می‌نماید. 4. تمرکز انحصاری بر آیه حشر، استدلالی غیرقابل خدشه و هم‌خوان با جریان شافعی–حنبلی اهل سنت ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی دیدگاه محمدسعید حکیم و صادقی تهرانی در آیة صدم توبه و عبارت &amp;laquo; السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ&amp;raquo;</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_250477.html</link>
      <description>در آیه صدم سوره توبه برای عبارت &amp;amp;laquo;السابقون الاولون&amp;amp;raquo; سه پاداش در نظر گرفته‌شده اما تفاوت اندیشه و وجود پیش فرض‌ها موجب تعارض عقاید بین مفسران فریقین در چیستی معنای نخستین پیشگامان شده است همچنین مساله دیگر آن است که در چه شرایطی پاداش‌ها به &amp;amp;laquo;السابقون الاولون&amp;amp;raquo; تعلق می‌گیرد. بدین‌جهت پژوهش حاضر به‌روش تحلیلی- تطبیقی دیدگاه‌های &amp;amp;laquo;آیت‌الله محمدسعید حکیم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فخر رازی&amp;amp;raquo; به‌عنوان دو تن از علمای فریقین را بررسی کرده و به نتایج زیر دست یافته است: مجمل بودن لفظ &amp;amp;laquo;سابق&amp;amp;raquo; در آیه شریفه، مورد تایید هر دو اندیشمند است که با قید هجرت و نصرت مقید شده؛ اما از نظر مصادیق &amp;amp;laquo;السابقون الاولون&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;و الذین اتبعوهم باحسان&amp;amp;raquo;، شرایط دریافت رضوان الهی و عدالت صحابه دارای آراء متفاوتی هستند. بنابر دیدگاه آیت‌الله حکیم برای &amp;amp;laquo;نخستین پیشگام&amp;amp;raquo; بودن و &amp;amp;laquo;تبعیت به نیکی&amp;amp;raquo; بایستی به دو معیار ایمان و عمل صالح به‌صورت مستمر و همیشه تا زمان دیدار الهی ملتزم بود تا بتوان به رضوان الهی دست یافت؛ اما به‌عقیده فخررازی مساله مهم پیشگامی در هجرت است و همین امر خود موجب رضایت الهی می‌باشد که ابوبکر به‌جهت نخستین پیشگام در هجرت به این شایستگی دست یافته است. همچنین یکی از استنادات جمهور اهل‌سنت برای اثبات &amp;amp;laquo;نظریه عدالت صحابه&amp;amp;raquo; همین آیه شریفه می‌باشد. آیت‌الله حکیم ضمن بیان دیدگاه‌های استدلالی خود در ردّ این نظریه معتقد هستند که تلاش جمهور اهل‌سنت در اثبات عدالت صحابه، ایجاد مسیری موازیِ اهل‌بیت عصمت و طهارت می‌باشد و انحراف مسلمانان از مسیر حق است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی مبانی متافیزیکی در تفسیبر قرآن از منظر مفسرین فریقین</title>
      <link>https://cis.quran.ac.ir/article_250617.html</link>
      <description>تفاسیر قرآن همواره متأثر از چارچوب‌های فلسفی، کلامی و عرفانی بوده‌اند، اما بررسی نظام‌مند و تطبیقی این مبانی متافیزیکی در سنت‌های شیعه و اهل‌سنت کمتر صورت پذیرفته است. اهمیت این پژوهش از آنجا نشأت می‌گیرد که اکثر مطالعات پیشین بر ابعاد زبانی، تاریخی یا بلاغی تفسیر تمرکز داشته و به نقش زیرساخت‌های وجودشناختی و معرفت‌شناختی نپرداخته‌اند؛ در حالی که این مبانی، هدایت‌گر برداشت مفسر از آیات و تعیین‌کننده مرزهای تأویل‌اند. چالش اصلی تحقیق، آشکارسازی پیش‌فرض‌های ضمنی متافیزیکی است که در قالب مفاهیم «هستی»، «فاعل»، «علم» و «باطن» در متون تفسیری تنیده شده و آشکارسازی آن‌ها مستلزم رویکردی تلفیقی و دقیق به آثار کلاسیک است. برای پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر با روش کیفی– تحلیلی اسنادی به موضوع «مبانی متافیزیکی در تفسیبر قرآن از منظر مفسرین فریقین» پرداخته است و با محوریت مطالعهٔ موردی، بخش‌هایی از تفاسیر شاخص هر مکتب به‌کار گرفته شد؛ تحلیل گفتمان و چارچوب تطبیقی به استخراج و مقایسه‌ی «وحدت وجود»، «توحید افعالی»، «علم حضوری» و «باطن‌گرایی» در تفسیر شیعی و «اصالت حدوث»، «جبر الاهی»، «حجیت عقل نقلی» و «عرفان نظری محدود» در تفسیر اهل‌سنت انجامید. یافته‌ها نشان می‌دهد مفسران شیعه با تمرکز بر تجربهٔ وجودی و تلفیق عقل نظری و شهود، لایه‌های پنهان معنا را کشف می‌کنند؛ اما مفسران اهل‌سنت، ضمن پذیرش ضرورت فراتر رفتن از تفسیر لفظی، عقل نقلی را محور قرار داده و عرصهٔ عرفان را به حوزه‌ای حاشیه‌ای محدود می‌سازند. این تفاوت در وزن‌دهی به منابع معرفتی، ساختار معنایی آیات دربارهٔ صفات الهی، وحی، نبوت و معاد را متفاوت می‌کند،</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
