نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسنده English
علوم ادبی، بهویژه علوم بلاغی، ابزارهای اساسی و معرفتشناختی در تفسیر قرآن کریم هستند. تفاوت در مبانی کلامی و نحوه بهرهگیری از این علوم، میتواند به برداشتهای متفاوت یا حتی متعارض بینجامد. تسلط روشمند بر علوم ادبی، زمینهساز فهم عمیقتر، منسجمتر و دقیقتر از آیات قرآن است.
پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی، دیدگاههای جوادی آملی و آلوسی را در حوزه علم معانی و بیان بررسی و دریافته است که جوادی آملی با اتخاذ رویکردی « صدرایی» و با تکیه بر اصول هرمنوتیک متعالیه بلاغت را در پیوند با «غرض کلی سوره» (سیاق) تحلیل میکند، افزون بر بهرهگیری از قرآن ناطق، از قرائن بیرونی (تاریخ)، عقل، علوم ادبی، مبانی کلامی شیعه و حجیت خبر واحد ثقه بهره جستند. آلوسی با نگاه «متن محورِ سنتی» با تأکید بر مبانی کلامی اشعری در تفسیرهای بلاغی خود در پی تقویت قرائتی جبری است؛ امری که در مواردی موجب تعارض با مبانی تفسیری جوادی آملی شده است. بررسی تناسب آیات در تسنیم نشان میدهد که پیوستگی یا گسست ظاهری جملات، تأثیر مستقیمی بر تولید معنا دارد. جوادی آملی «مجاز در لغت» را نفی نمیکند، امّا «مجاز در انتسابِ فعل به فاعل الهی» را نمی پذیرد. عدم تسلط بر علوم بلاغی میتواند به پیامدهای کلامی نادرستی همچون تجسیم، جبرگرایی و یا خدشه در عصمت انبیاء منجر شود.
کلیدواژهها English